غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٠
رو در روى هم قرار گرفتند. حاصل آن، پديد آمدن يك نظام دو قطبى بود كه در آن، آمريكا و شوروى مركز ثقل روابط بين الملل و سياستهاى بين الدول به شمار مىآمدند. «١» در فاصله سالهاى ١٩٤٥ تا ١٩٤٩ وقوع چند حادثه، سوء ظن كمونيسم و كاپيتاليسم را به هم شدت بخشيد. روسها در اروپاى شرقى، رژيمهاى طرفدار شوروى را روى كار آوردند، به محاصره برلين دست زدند و از ارتش آزادى بخش خلق كمونيست يونان در جنگ با نيروهاى ضد كمونيستى تحت حمايت بريتانيا براى كنترل يونان، حمايت كردند.
در نقطه مقابل، آمريكاييها به بهانه جلوگيرى از نفوذ روسها، در يونان و تركيه، يك كمك چهارصد ميليون دلارى (اصل ترومن) و در اروپا برنامه كمك اقتصادى (طرح مارشال) و در واقع، براى در اختيار گرفتن اقتصاد آنها، به اجرا در آوردند. از سال ١٩٤٩، كه روسها به بمب اتمى و قدرت هستهاى دست يافتند، منازعه به عرصههاى نظامى هم كشيد كه حاصل آن، تأسيس ناتو (١٩٤٩)، جنگ كره (١٩٥٣)، تأسيس ورشو (١٩٥٥)، بحران موشكى كوبا (١٩٦٢)، جنگ ويتنام (١٩٧٣) و جنگ ستارگان (١٩٩١) بود. «٢» بدين سان، غرب (آمريكا و شوروى) جهان را بار ديگر، وارد مخاصمه بى حاصل و پرهزينه كردند، جنگ هم ترس، وحشت و فقدان امنيت را بر جهان سايه افكند، و هم كشورهاى جهان ناگزير شدند كه يا از اين و يا آن حمايت كنند، و عضويت و همراهى با يك بلوك را بپذيرند. به علاوه، هم ليبراليسم و هم كمونيسم، بذر دين گريزى و دور شدن از معنويت را در جهان پراكندند. جهان جديدى (جهان سوم) خلق شد كه به علت قربانى شدن در رقابتهاى شرق و غرب و ... در عقب ماندگى ماند. آنها دولتهاى دست نشانده را در اقصى نقاط جهان، همانند قارچ روياندند؛ زيرا بدون آن، تقويت بلوك بندى روسها و آمريكايىها امكانپذير نبود. اگرچه جنبشهاى دانشجويى (١٩٦٠ آمريكا و ١٩٦٨ فرانسه و اروپا) در اعتراض به اين رقابتها و ترويج مادى گرى غربى و ... شكل گرفت، ولى آنها تا ١٩٩١ (فرو پاشى شوروى و پايان جنگ سرد) به اداره غاصبانه جهان ادامه دادند. «٣»