غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٩
كشاند. يكى از دلايل اين مخالفت، افشاى قصد متعصبان كاتوليك در ١٦٠٥ براى انفجار مجلس معروف به توطئه باروت بود. به علاوه، مخالفت شاه با تغيير سيستم اسقفى كليسا با عقايد كالونيها، هزينه كردن بخشى از ماليات موسوم به پول كشتى در شهرهاى دور از ساحل و ازدواج شاه با شاهزاده كاتوليك مذهب، به اختلافات دامن زد، تا سرانجام مجلس به محدود كردن قدرت شاه دست زد. پادشاه با تصميم مجلس به مخالفت برخاست كه حاصلش آغاز جنگ بين هواداران شاه و مجلس بود. سرانجام اين جنگ به نفع ارتش مردمى هواخواه پارلمان به رهبرى كرامول به پيروزى رسيد، شاه به اسارت درآمد و مجلس رأى به اعدام شاه (چارلز اول) داد. «١» پس از آن، مجلس، انگلستان را به صورت جمهورى مشترك المنافع در آورد. كرامول به كمك مجلس، قيام كاتوليكهاى ايرلند و اسكاتلنديهاى مدافع پسر چارلز اول را سركوب كرد؛ ولى مجلس، اندكى بعد به مخالفت با ديكتاتوريهاى كرامول بلند شد. در نتيجه، كرامول مجلس را منحل و كشور را به يازده ناحيه تقسيم كرد و حكومت هر ناحيه را به اميرى از ل غرب شناسى(٢) سطح(١) ٣٢ عصر ترقى ص : ٣١ شكر خود سپرد. كرامول در ١٦٥٨ درگذشت و نظاميان، پس از او نتوانستند بر حكومت باقى بمانند، و چارلز دوم پسر چارلز اول را به سلطنت آوردند.
چارلز دوم در ١٦٧٢ به موجب اعلاميه تسامح، قوانين پارلمان عليه كاتوليكها را به حالت تعليق در آورد. در عوض، مجلس، قانون طرد (١٦٨١) را تصويب كرد، كه بر پايه آن، شاهزاده جيمز (بعدها پادشاه جيمز دوم) تا زمانى كه از آيين كاتوليك پيروى مىكند، نمىتواند به سلطنت برسد، اما پس از درگذشت چارلز دوم در ١٦٨٥، جيمز به سلطنت مىرسد (جيمز دوم) و بر عقايد كاتوليكى خود باقى مىماند، آن هم بر خلاف ميل مجلس.
در اوج اختلاف بين مجلس و شاه، شاهزاده اورانژ به پايتخت لشكر كشيد، و بدون خون ريزى، جميز دوم را خلع كرد و مجلس هم با سپردن سلطنت به ويليام شاهزاده