غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٠
اورانژى، او را مكلف ساخت تا لايحه حقوق مصوب ١٦٨٩ مجلس را به اجرا بگذارد كه شالوده سلطنت مشروطه را پى ريزى مىكرد و اين همان انقلاب انگليس است. «١» نتيجه نتيجهاى كه از مجموعه گفتارهاى بخش اول (غرب جديد) به دست مىآيد آنكه رنسانس، اصلاح دينى، عصر روشنگرى، تأسيس دولت ملت (ملت كشور) و انقلاب انگليس، تحولات عمده دورهاى است كه از ١٣٥٠ آغاز «٢» و تا اواخر قرن هفدهم پايان پذيرفته و البته، اين تحولات به نوبه خود، منشأ حوادث ديگرى در عرصههاى مختلف شدهاند. آن چه در اين دوره مهمتر مىنمايد، آغاز راه جديدى در غرب است كه تاكنون ادامه يافته و على رغم دستاوردهاى مثبت، بازتابهاى منفى عميقى را نيز داشته است.
ويژگى راه جديد غرب، دور شدن از خدا و جايگزينى علم به جاى آن بود. اين مسئله، بى شك بخش قابل توجهى از چالشها و بحرانهاى امروزين غرب را توضيح مىدهد و آن را تبيين مىكند.