غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٤

٢- تونى گرنت: امروزه زنان از اين كه همچون پسران باشند، خسته شده‌اند و مى‌خواهند دوباره خود را كشف كنند، همان خويشتنى كه تنها مى‌تواند زن طبيعى ناميده شود. آنان دريافته‌اند كه ره آورد فمنيسم، ايجاد يك باور غلط در زنان بوده است كه همواره هر تفاوتى را تبعيض تلقى مى‌كنند. «١» جنبشهاى سبز: به نهضت طرفدارى از سلامت محيط زيست از طريق مبارزه با انواع آلودگى صنعتى زيست محيطى، مخالفت با تخريب مؤلفه‌ها و نشانه‌هاى طبيعى، جلوگيرى از كشتار حياط وحش، تلاش براى حل مشكلات محيط طبيعى زندگى و ... «جنبش سبز» اطلاق مى‌شود.
ظهور جنبشهاى سبز، نشان از ميزان ويران‌گرى تمدن غربى، البته اين بار در عرصه محيط زيست دارد. به ديگر سخن، براى مهار آلودگيهاى زيست محيطى، جنبش هواخواهى از محيط زيست، پا به عرصه حيات گذاشت تا نشان دهد كه مشكلات زيست محيطى، چقدر زيان بار است و نيز، آلودگى هوا ناشى از اكسيد نيتروژن و دى اكسيد گوگرد ناشى از حركت خودروها و كارخانه‌ها، بر بيمارى‌هاى ريوى مى‌افزايد. همچنين، بر ساختمانها و يادگاريهايى تاريخى، اثرى مخرب بر جاى مى‌نهد. به علاوه، بسيارى از رودخانه‌ها، درياچه‌ها، درياها و چنان آلوده شده‌اند كه خطرات بهداشتى جدى به بار آورده‌اند. اينها، آلودگى مهار نشده صنعتى، افزايش از بين رفتن جنگل و ازدياد رو به رشد مرگ حيوانات را گوشزد مى‌كرد. البته، فاجعه و داستان نشت مواد راديو اكتيو از نيروگاه هسته‌اى چرنوبيل شوروى در سال ١٩٨٦، مردم مغرب زمين و جهان را، نسبت به خطرات زيست محيطى تمدن جديد آگاه‌تر و حساس‌تر كرد. «٢» آگاهى فزاينده نسبت به مشكلات زيست محيطى، جنبشهاى سبز را در دهه ١٩٧٠، در سراسر غرب رواج داد. بيش‌تر اين جبنشها، نخست كار خود را در سطح محلى آغاز و به تدريج آن را در سطح ملى توسعه دادند و از اين رو، برخى از آنها به صورت حزب سياسى، سامان يافتند كه مهم‌ترين اينها، حزب سبز آلمان بود. (تأسيس ١٩٧٩) احزاب سبز در دهه ١٩٨٠ در بسيارى از كشورهاى اروپايى همانند سوئد، اتريش و سوئيس گسترش يافتند و فعاليتهاى خود را به عرصه‌هاى سياسى هم توسعه دادند تا از آن طريق‌