غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤١

موجب ركود صنعت زغال سنگ گرديد. اما بخش اعظم اين ركود، به سياستهاى آمريكا بر مى‌گشت. بحران اقتصادى در پنج شنبه ٢٤ اكتبر ١٩٢٩ (پنجشنبه سياه) از بازار سهام وال استريت نيويورك آغاز شد. سقوط ارزش سهام در اين روز، سرآغاز روند نزولى سهام در بازار بورس بود كه به ورشكستگى سرمايه‌داران آمريكا انجاميد. در اين روز، بيش از هفتاد ميليون اوراق بهادار از اعتبار افتاد كه ضرر حاصله آن، از مرز هيجده ميليارد دلار گذشت. بحرانى كه در بخش پولى اعتبارى رخ داد، به سرعت به بخشهاى صنعتى و كشاورزى سرايت كرد و اقتصاد آمريكا را به طور كامل به ركود كشاند.
وابستگى اقتصاد اروپا به اقتصاد آمريكا، به عنوان يكى از پيامدهاى قابل توجه جنگ جهانى اول، موجب سرايت اين بحران به كشورهاى قاره اروپا گرديد. «١» حاصل اين بحران، سقوط بانكهاى اروپايى، سير نزولى بازرگانى داخلى، كاهش توليد و افزايش بيكارى و ادامه آن تاسال ١٩٣٣ بود، و از اين رو، بر آن «بحران بزرگ اقتصادى» نام نهادند. «٢» بحران اقتصادى به هيچ وجه پديده تازه‌اى در تاريخ غرب نبود؛ اما اين بحران، اولًا روياى اقتصادى بازار يعنى رفاه را در هم پيچيد و ثانياً، صدمات فراوانى براى جهان به ارمغان آورد؛ از جمله افزايش غارت جهان سومى‌ها براى تأمين منابع مالى مورد نياز در بازسازى اقتصادى غرب. اصلاحات ليبراليستى براى رفع اين ركود اقتصادى همانند اجراى سياستهاى ضد تورمى، تنها به افزايش دخالت دولت در اقتصاد انجاميد. تأثير ديگر بحران، قدرت گرفتن صحت اين سخن ماركسيستى بود كه سرمايه دارى با افزايش توليد، خود را از بين مى‌برد. عاقبت اينكه، بحران اقتصادى، راه را براى جذابيت يافتن ديكتاتورى‌هايى مانند فاشيسم (در آلمان، ايتاليا، اسپانيا و ...) و كمونيسم (در لهستان، آلمان شرقى، بلغارستان و ...) گشود. در مورد كمونيسم بايد اين نكته را افزود كه دخالت روسيه و آثار وخيم ناشى از جنگ جهانى دوم، نيز عاملى در اين جهت بوده است، ولى‌