غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٤

هفته، در سال ١٩٠٠، به چهل ساعت در هفته رسيد. همچنين، در اين دهه، كارگران و كارمندان از تعطيلات ٣٢ تا ٣٥ روز برخوردار شدند. به علاوه، تمام تفريحات، چون موسيقى و ورزش و ... جنبه تجارى به خود گرفت. رشد شهرهاى سياحتى، جلوه ديگرى از تفريحات به شمار مى‌آمد. لذا، بعد از جنگ جهانى دوم، تركيبى از تعطيلات بيش‌تر، رفاه فزاينده، كاهش ساعات كار و تجارى شدن تفريحات دست به دست هم داد، و وضعيتى را دامن زد كه ديگر كم‌تر مى‌توانست خدا را تحمل كند و يا به خدا بينديشد. «١» دولت رفاه‌ از بارزترين جلوه‌هاى تحولات اجتماعى در اروپاى بعد از جنگ جهانى دوم، اوج گرايش‌هاى رفاه گرايانه در چارچوب دولت رفاه است. بخشى از مؤلفه‌ها و شاخصه‌هاى دولت رفاه عبارتند از:
١- ارائه خدمات بهداشتى نه چندان پر هزينه براى همگان؛ اما روش دست‌يابى به آن و نتايج حاصله در كشورهاى مختلف غربى تفاوت مى‌كند؛ ٢- اعطاى كمك هزينه خانوادگى به خانواده‌هاى آسيب‌پذير، به منظور افزايش قدرت زندگى كردن، كه البته اين خود نشان از شكاف طبقاتى دارد؛ ٣- عرضه بورس تحصيلى به مشتاقان علم آموزى در نهادهاى آموزشى؛ ولى آنها در حذف شهريه نه چندان سنگين دانشگاهها چندان موفق نبوده‌اند.
به هر روى، اين سيستم، به معناى بسط قدرت دولت بر زندگى اتباع خود نيز به شمار مى‌رود. دولت رفاه، به منزله ورود به عصر جديدى از ليبراليسم (ليبراليسم نو) و دور شدن از ليبراليسم كلاسيك تلقى مى‌شود كه در آن، محدود كردن دولت در همه عرصه‌ها، شعار اصلى بود. دولت رفاه به مفهوم فراهم كردن امكان زندگى بهتر براى‌