غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٢
جنبش آزادى زنان، از دهه ١٩٦٠، رشد بيشترى يافت؛ «١» زيرا از يك سو، استفاده وسيع از وسايل جلوگيرى و سقط جنين، ميزان بارورى را تا ١٩٩٢، به شدت كاهش داد و از سوى ديگر، اشتياق و استقبال زنان به ويژه زنان متاهل به حضور در عرصههاى كار، افزايش يافت. برآيند اين دو، به زنان فرصت داد تا وقت بيشترى را به جاى تربيت فرزندان، در خارج از خانه و در محيطهاى اجتماعى و اقتصادى بگذراند و انتظارات جديد و بيشترى چون برابرى با مردان در همه عرصهها در سر بپرورانند. بنابراين، زنان در اواخر دهه ١٩٦٠، بيش از گذشته، سخن از حقوق آزادى از دست رفته به ميان آوردند؛ از جمله سخن زير، از زبان يك زن، مصيبتهاى زنان غربى دهه ١٩٧٠ و انتظارات آنها را باز مىگويد: «٢» ما از نظر اقتصادى، تحت ستم هستيم. كار و شغل خود را كامل انجام مىدهيم، اما مزد نصفه مىگيريم. در خانه كار تمام وقت مىكنيم، مزدى نمىگيريم. آگهىهاى تبليغاتى و تلويزيونى و مطبوعاتى ما را از لحاظ اقتصادى استثمار مىكنند. اغلب از نظر حقوقى، موقعيتى برابر با كودكان داريم. ما را چنان مىپرورانند كه احساس بىكفايتى مىكنيم. در زمينه تحصيلى نيز، افق زنان در قياس با مردها تنگتر است به عنوان زن اين ستمها را بر ما روا مىكنند. خوب ما زن هستيم، بنابراين مىبايد متشكل شويم. «٣» آرا و انديشههاى سيمون دو بوار (متوفى ١٩٨٦) در برانگيختن و تقويت جنبش آزادى زنان بسيار مؤثر افتاد. دوبوار در سال ١٩٤٩، كتاب معروفش، جنس دوم را منتشر ساخت. او و كتابش، در جنبش دهه ١٩٧٠ زنان فرانسه و آمريكا تأثيرى شگرف داشتند.
با اين وصف، دوبوار روابط مادام العمر خارج از روابط رسمى ازدواج با ژان پل سارتر (متوفى ١٩٨٠) داشته است. تلاشهاى ليبراليستى زنان، موقعيتها و فرصتهايى را نيز