غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٢
به اشغال در آورد، و تعداد زيادى از فلسطينيها را در طى اين جنگها، بيرون راند. از آن پس، تلاشهاى عربى، اسلامى و جهانى براى حل مسئله فلسطين يا بحران خاورميانه راه به جايى نبرده است. «١» گرچه انتظار مردم از دولتهاى تازه استقلال يافته شان بسيار بالا بود، اما ديرى نگذشت كه اين كشورها خود را با مشكلات عميق ناشى از فقر، خصومت گروههاى قبيلهاى و ... روبه رو ديدند كه بخش قابل توجهى از آن ناشى از سياستهاى قبلى و اعمال نفوذ بعدى استعمار گران در اين سرزمينها بود. لذا، اين دسته از كشورها كه ديگر «جهان سوم»، عقب مانده و عقب نگاه داشته خوانده مىشدند، براى رفع بحرانهاى اقتصادى، صنعتى و ... دوباره دست نياز به سوى كشورهاى استعمارگر دراز كردند، كه در بسيارى از موارد، اين اقدام به ادامه تحميل نهادها و ارزشهاى غربى بر جوامع آنها منجر شد و در نتيجه، ناچار، خود را با آن سازش دادند؛ ولى حاصلش، هيچگاه توسعه يافتگى براى كشورهاىشان نبود در حقيقت استعمارگران قبلى به استعمارگران اتو كشيده امروز تبديل شدند، بدون آن كه اين كشورها را در اشغال نظامى خود داشته باشند. «٢» استعمار نوين از ويژگيهاى ديگر، چون نهادينه كردن تك محصولى بودن، استثمار از طريق تجارت و سرمايه گذارى، تحميل الگوى سرمايه گذارى و توليد، توزيع گسترده مواد مخدر و ترويج اعتياد و سكس، و به ويژه گستردن شركتهاى چند مليتى برخوردار است. همايون الهى، مفردات اين ابزار نوين (شركتهاى چند مليتى) بر اقتصاد ملى را به اين شرح بر مىشمارد:
١- ريسك و مخاطرات ناشى از سرمايه گذارى را بر عهده نمىگيرند؛ ٢- مديريت در توليد، معمولًا در اختيار اين شركتها باقى مىماند، ٣- تسلط، كنترل فنى و تكنولوژى در اختيار شركتهاى چند مليتى است؛ ٤- شركتهاى چند مليتى در برنده شدن قراردادهاى دولتى در اولويتاند. «٣»