غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣١
بعد از سال ١٨٥٠، نسل جديد سياست مداران محافظه كار چون ناپلئون سوم (متوفى ١٨٧٠) ديگر هراسى از نتايج حوادث سال ١٨١٥ نداشتند و در استفاده از جنگ براى رسيدن به مقصود خود ترديد نمىكردند. اين گرايش جديد، عاقبت وخيمى براى صلح اروپا به بار آورد. «١» عصر ترقى رشد مادى اروپاييان، كه با غارت منابع غير اروپاييان همراه بود، در فاصله سالهاى ١٨٧١ تا ١٩١٤ به حدى رسيد كه مورخان آن راعصر ترقى يا دوره دومين انقلاب صنعتى ناميدند كه علاوه برترقى در صنايع نساجى، راه آهن، زغالسنگ (انقلاب صنعتى اول)، فولاد، مواد شيميايى، برق و نفت، رونقى عظيم به صنعت بخشيد و در پى آن، توسعه بازار، تأسيس فروشگاههاى بزرگ، مصرف انبوه و انقلاب كشاورزى اتفاق افتاد كه با رشد حمل و نقل دريايى و راه آهن، نقش مهمى در ظهور امپرياليسم بازى كرد.
از اين رو، بسيارى معتقد بودند كه دستاوردهاى علمى و فنى غربى، شرايط حيات انسانى را در سراسر جهان بهبود مىبخشد. «٢» پديدار شدن دنياى صنعتى و شهرى جديد، موجد جامعه تودهاى به معناى جامعهاى با بهبود اوضاع طبقات پايين اجتماعى است؛ اما آلودگيهاى زيستى و بيماريهاى عفونى، از ويژگى اين دنيا و اين شهرها به شمار مىرفت. به موازات ازدياد جمعيت و توسعه شهرنشينى، ساخت مسكن، گرچه نه همپاى آن، رشد يافت؛ ولى ميل به رعايت استانداردها و معيارهاى خانه سازى در آن كم بود. سطح ميانگين زندگى اجتماعى مردم ترقى كرد و با اين وصف، هنوز فقر شديد پا بر جا بود. به همين جهت، نهضت سوسياليسم در دفاع از بهبود شرايط فقرا توسعه يافت. هنوز پانزده درصد جمعيت، چهل درصد ثروت را در اختيار داشتند. طبقات متوسط شهرى رشد كردند و نيز، هشتاد