غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٦
مبتنى بر نمايندگى مردم پديد آمد و وفادارى به ملت، جاى وفادارى به شاه را گرفت. از اين رو، مىتوان از انقلاب فرانسه به عنوان نهضتى آزادى خواه ياد كرد كه با هدف گسترش حقوق و قدرت سياسى بورژوازى، پا به عرصه حيات گذاشت. اين انقلاب، كه با تشكيل مجلس طبقاتى (مجلس طبقه روحانيان، نجبا و عوام) آغاز و با سقوط زندان باستيل (١٧٨٩) به پيروزى دست يافت (انقلاب فرانسه) آرمانهاى سياسى جديدى چون آزادى، برابرى و برادرى پديد آورد و نخست فرانسه را دگرگون ساخت و يك دهه بعد (١٧٩٩: آغاز سلطنت ناپلئون) بخشى از آن، از طريق فتوحات ناپلئون (تبعيد ١٨١٥، متوفى ١٨٢١) طى دوره سلطنت ١٧٩٩ تا ١٨٠٤ و امپراتورى ١٨٠٤ تا ١٨١٥، در ممالك ديگر اروپا منتشر شد. گسترش آرمانهاى سياسى انقلاب فرانسه به كاهش اهميت مسيحيت و دينگرايى مسيحى تمام شد. «١» با وقوع دو انقلاب آمريكا و فرانسه، سده هجدهم را مىتوان عصر انقلاب ناميد. اين عصر انقلابى، با ناآراميهاى انقلابى از آمريكاى شمالى آغاز گشت و در فرانسه ادامه يافت، و اسنادى چون اعلاميه استقلال امريكا (١٧٧٦) و اعلاميه حقوق بشر فرانسوى (١٧٨٩) را به ارمغان آورد؛ ولى گسترش آزادى و برابرى با محدوديت و مانع مواجه شد؛ زيرا استبداد ناپلئونى آزادى را محدود ساخت و رهبران ملّاك و اشراف انقلاب آمريكا برابرى را فقط به سفيد پوستان و نه سياهان و سرخ پوستان ارزانى كردند. «٢» انقلاب صنعتى در خلال سده هجدهم و اوايل سده نوزدهم، انقلاب ديگرى- و البته اين بار، در عرصه صنعت- روى داد كه بر دگرگونى ساختار اجتماعى و اقتصادى اروپا تأثير گذاشت.
اين انقلاب همانند انقلاب سياسى فرانسه، سريع اتفاق نيفتاد و تا اواخر قرن نوزدهم طول كشيد تا توانست چنبره خود را بر آلمان و آمريكا بگستراند. ويژگى برجسته اين