غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٣

فصل دوم: عصر استعمار مقدمه‌ عصرى كه از آن با تعبير عصر استعمار ياد مى‌كنند، حوادثى بس عظيم در درون خود دارد كه تنها بخشى از آن، انقلابهاى سياسى و صنعتى بزرگ جهان است. حاصل اين دوره پر سر و صدا، از يك سو، پيشرفتهاى مادى چشم گير، و از سوى ديگر، از بين رفتن آخرين رمقهاى دين گرايى و دين گرايان در امور اجتماعى و سياسى است. بى شك، بشر هيچ گاه نمى‌تواند بدون خدا زندگى كند؛ لذا خداى جديد به نام علم خلق شد و در جاى خداى قديمى نشست.
علم و دين‌ مبارزه يا معارضه گاليله (متوفى ١٦١٠) با دفترِ مقدس تفتيش عقايد كليساى كاتوليك، سر آغازى براى جدال بين علم و دين (مذهب) است؛ در حالى كه قبل از اين، دين‌شناسى ملكه علوم، و دين، مقياس نهايى همه چيز بود؛ «١» اما كليسا در مخالفت با دستاوردهاى علوم طبيعى، مردم و فرهيختگان را بر سر دو راهى قبول و طرد ماحصل پژوهش علمى و يا عقايد دينى قرار داد كه سرانجام، پيروزى آراى علمى، به عقايد دينى صدمه زد، و اين مسئله به نوبه خود به دنياگرايى فزاينده‌ترى در حيات اجتماعى‌