غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥

اشغال سرزمينها، بر رقابت بيش‌تر و تعميق بحران و بروز جنگ ميان دولتهاى اروپايى تأثير گذاشت. در عوض، توفيق اروپاييان در سلطه بر اقوام بومى، اعتقاد مردم اروپا مبنى بر برترى ذاتى تمدن اروپايى بر ديگران را قوت بخشيد. اين تفكر، رابطه تمدن مغرب زمين را با بقيه دنيا رقم زد. «١» ٢- جبران شكست جنگ‌هاى مذهبى قبلى:
نهضت اصلاح دينى به انشعاب و بروز اختلاف بين كاتوليكها و پروتستانها انجاميد كه وقوع جنگهاى مذهبى و از دست رفتن يكپارچگى دينى را در بخش اعظم تاريخ اروپاى سالهاى ١٥٦٠ تا ١٦٥٠ همراه آورد. در واقع، مبارزه بين آيين كالونى و كليساى كاتوليك در جذب اذهان و قلوب اروپاييان، كانون اصلى جنگهاى مذهبى قرن شانزدهم است. با اين حال، نيروهاى سياسى، اجتماعى و اقتصادى نيز در اين جنگ‌ها، نقش مهمى بازى كردند. البته، از بين جنگهاى مذهبى سده شانزدهم، هيچ يك حساس‌تر و مخرب‌تر از جنگ‌هاى مذهبى داخلى فرانسه (١٥٩٨- ١٥٦٢) نبود؛ اما عاقبت اروپاييها به اين نتيجه دست يافتند كه ناچارند واقعيتهاى گوناگون پرستش خدا را بپذيرند، و عزم خود را در استعمار دول شرقى به كار اندازند و يا آن، تقويت كنند. «٢» برآيند آن دو (رقابت براى كسب رهبرى اروپا و جبران شكست جنگهاى مذهبى قبلى)، در بخشهاى اروپايى غير درگير در جنگ، رونق، و در بخشهاى اروپايى در حال جنگ يا جنگ زده، ركود و تورم اقتصادى به ارمغان آورده نتيجه ديگر اين اوضاع نابسامان، جنگ سى ساله است كه آخرين تلاش براى كسب رهبرى اروپايى و دستيابى به مستعمرات بيشتر براى حل بحرانهاى اقتصادى داخلى بود.
اين جنگ، آخرين جنگ مذهبى است كه بخش زيادى از آن، در آلمان ١٦١٨ تا ١٦٤٨ روى داد. البته برخى از مورخان، اين جنگ را قسمتى از مبارزه بزرگ‌تر بر سر