غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٦

هم در اين باره وجود دارد كه ١٩٩٠ تا ١٩٩٥ (سال تأسيس سازمان تجارت را دوره جهانى: wto) نظم نوين جهانى و بعد از آن را دوره جهانى شدن مى‌نامد؛ ولى ديدگاه، زمان آغاز نظم نوين جهانى را ١٩٩٠ يعنى همزمان با پايان جنگ سرد، فروپاشى شوروى سابق، حمله آمريكا به عراق و اعلام طرح نظم نوين جهانى يا طرح استقرار نظام تك قطبى به رهبرى آمريكا بر جهان مى‌دانند؛ مرحله‌اى كه جهان به صورت فزاينده‌اى، شاهد تغييرات اساسى در عرضه تكنولوژى اينترنتى يكسان سازى تجارت جهانى و ... است. «١» نظم نوين جهانى را جورج بوش پدر در سال ١٩٩٠ مطرح ساخت و خود او در توصيف آن گفت: «جهانى است كاملًا متفاوت از جهانى كه ما شناخته‌ايم؛ جهانى كه در آن، حاكميت قانون جاى قانون جنگل را بگيرد؛ جهانى كه در آن كشورها، مسئوليت مشترك براى آزادى و عدالت را به رسميت بشناسند، وجهانى كه در آن توانمندان به حقوق ناتوانان احترام بگذارند». نظم نوين جهانى، مرحله مقدماتى و يا بستر پديده بزرگ‌تر و وسيع‌تر جهانى سازى است كه چند سال بعد، به عرصه گفتمان جهانى آمد. از اين رو، نظم نوين جهانى، مرحله تقويت ارزشهاى غربى و اشاعه ملايم بنيادهاى اخلاقى آمريكايى- اروپايى به كشورهايى است كه از جهات مختلف، چند سده از جوامع غربى عقب افتاده يا در واقع عقب نگاه داشته شده‌اند، و يا آن گونه كه ويليام كانت- محقق آمريكايى خاورميانه- گفته است، در نظم نوين جهانى، مسائل جهانى با توجه به منافع ملى قدرتهاى بزرگ طبقه بندى خواهدشد. پس از اين مرحله، جهانى شدن، يا همان، جهانى سازى، به اجرا درآمد. «٢» جهانى سازى‌ ميل به جهانى شدن Globaliztion و تلاش براى جهانى سازى يا جهان گرايى Globalism پيشينه‌اى بس طولانى دارد؛ ولى از نيمه دوم قرن بيستم، به ويژه در پانزده‌