غرب شناسى(2) سطح(1)

غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٨

ناوگان‌هاى مجهز دريايى، امكان حمل و نقل مواد خام و كالاهاى ساخته شده را سهل‌تر مى‌كرد، فقدان عوارض گمركى، امكان توليد ارازن‌تر و مشترى پسندتر را فراهم مى‌كرد و تصويب قوانين جديد درحفاظت ازاموال خصوصى از سوى پارلمان انگليس، ميل به توليد را بيش‌تر مى‌ساخت. به هر روى، هم در انگليس و هم در ساير كشورهاى اروپايى انقلاب صنعتى، توانايى انسان در تسلط بر طبيعت را اثبات كرد؛ ولى آنچه در انقلاب صنعتى گم شد، همانا نداهايى بود از اعماق جان انسان، معنويت را طلب مى‌كرد و آن را كم‌تر مى‌يافت. «١» ارتجاع و انقلاب: تحولات سالهاى ١٨١٥ تا ١٨٧١ پيشرفتها و پسرفتهايى را در اروپا نشان مى‌دهد:
در ١٨١٤، چهار كشور بريتانيا، اتريش، پروس و روسيه در كنگره وين، متحد شدند تا فرانسه ناپلئونى را شكست دهند. پس از شكست ناپلئون، تلاش اين دولتها براى اعاده نظم قديم يا بازگشت به نظامهاى سياسى قبل از انقلاب فرانسه، آغاز شد. شاهان كوشيدند، حكومت‌هاى محلى را دوباره به كنترل در آورند و لذا، مرام محافظه كارى يا تلاش براى حفظ وضع موجود، سيادت يافت، و حتى كشورهاى چهارگانه، به خود حق و اجازه دادند تا ارتشهاى خود را به كشورهايى گسيل كنند كه در آنها انقلاب يا شورش رخ داده بود؛ مثل ايتالياى ١٨٢١. اما اروپا در پرتو ايدئولوژيهاى جديدى چون ليبراليسم يا آزادى خواهى چنان تغيير يافته بود كه ديگر مهار و بازگردانش به دوران پيش از انقلاب فرانسه ميسر نبود، و در نتيجه، محافظه كارى، در پى سلسله انقلاب‌هاى دهه ١٨٢٠ و ١٨٣٠ در كشورهاى اروپايى چون: ايتاليا، اسپانيا و ... شكست سختى خورد و ليبراليسم خيز برداشت تا جايگزين آن شود. «٢» ليبراليسم كه عقيده داشت همه مردم بايد تا حد ممكن از هر قيد و بندى در همه عرصه‌هاى حيات اجتماعى آزاد شوند، همراه ناسيوناليسم و سوسياليسم به جدال با