غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٨
محكوم كردن بردگى و استفاده از منطق براى آزاد كردن انسان از قيد تعصبات به گسترش و تثبيت بيشتر عصر روشنگرى كمك كرد. ب- ولتر (متوفى ١٧٧٨) بيشتر به دليل انتقاد از مذهب سنتى، دلبستگى شديد به آرمانهاى تسامح مذهبى، معروف شده است.
اين جمله از او است: «خداوند به كسى محبت نمىكند و به دعاهاى كسى پاسخ نمىدهد.» ج- ديد رو (متوفى ١٧٨٤) مسيحيت را به دليل تعصب و بى منطقىاش، محكوم مىكرد و از ميان تمام اديان، مسيحيت را بدترين آنها مىدانست، و در اين باره نوشت: «مسيحيت در جزم انديشى، مهملترين و ظالمانهترين دين است.» به هر روى، او در انهدام قدرت سلطنت و رواج روح استقلال و تغيير روش كلى تفكر، بسيار كوشيد، و البته، بايد آدام اسميت (متوفى ١٧٩٠) را نيز به اين مجموعه افزود كه بر لسه فر يا آزادى اقتصادى (اقتصاد آزاد) پاى فشرد، كه گاه با اصول مذهبى تناقض داشت و همچنين، ژان ژاك روسو (متوفى ١٧٧٨) كه به ترويج سنت نقد از عقايد مذهبى گذشته پرداخت. به اين سان، سده هجدهم، نخستين گام اساسى در كاهش دادن نقش مذهب در اداره امور اجتماعى سياسى بشر بود. «١» انقلاب انگليس انقلاب يا جنگ داخلى انگلستانِ سده هفدهم، موضوع مهم و بحثانگيزى است و به اين دليل تاريخ نگاران از جهات متفاوت به آن نگريستهاند و در تفسير آن به نتايج متناقضى رسيدهاند. اين انقلاب، از مبارزه ميان پادشاه و پارلمان سرچشمه گرفت و جدال بر سر تعيين نقش پادشاه و پارلمان در اداره انگلستان به صورت جنگ مسلحانه در آمد و مشكلات اقتصادى و بالاتر از همه، جدال عميق مذهبى، مبارزه بر مسائل سياسى را پيچيدهتر كرد. «٢» در سالهاى نخست قرن هفده، بين شاه و پارلمان، اختلافاتى پديد آمد كه هسته اصلى آن، دفاع پادشاه ازحق الهى سلطنت از يك سو، و مخالفت مجلس با اين ايده از سوى ديگر بود. البته رابطه صميمى شاه با كاتوليكها، مجلس را به مخالفت بيشتر با شاه