آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨
راستين، از بين بردن شخصيتها و گروههاى ملى و ميهنى كمك به ايجاد اصلاحات كند و بسيار آرام براى جلوگيرى از اصلاحات واقعى.
د- اداره غير مستقيم امور سياسى كشورها از طريق پيروى حكومتهاى تحت استعمار نواز مبانى ايدئولوژيك نظامهاى سياسى در غرب مانند ناسيوناليسم، سوسياليسم و حتى ليبرال دمكراسى، به گونهاى كه حتى ساختار سياسى اين كشورها شبيه ساختار كشور استعمارى سابق است. و ديگر از طريق منصوب كردن عوامل سر سپرده و دست نشاندگان خود در رأس اين كشورها (مانند كشورهاى حاشيه خليج فارس، ايران در زمان پهلوى، اردن، عراق، سوريه و مصر )
٣- استعمار فرا نو:
در دوران استعمار نوين ساختار سياسى كشورها به عنوان بازيگران اصلى جامعه بينالمللى حفظ شد و نظام بين المللى بر استقلال سياسى و حاكميت ملى ظاهرى كشورها مبتنى بود.
اما با گسترش وسايل ارتباط جمعى و تبديل شدن جهان به يك دهكده جهانى به تدريج حاكميتها در مقابل نظام بين المللى رنگ باخت و اين امكان براى قدرتهاى سياسى و رسانهاى فراهم شد كه بدون توجه به مرزهاى جغرافيايى مستقيماً