آمريكا و گفتمان استكبارى

آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦

تلاش كنند. در همه اين موارد بهاى بى توجهى ممكن است مصيبت بار باشد. «١» دكترين بوش پسر، شكل مدرنيزه شده دكترين نظم نوين جهانى بوش پدر به‌منظور سلطه بر جهان تك‌قطبى با محوريت آمريكا مى‌باشد. در اين دكترين كه مبتنى بر هژمونى‌گرايى است، بايد با هرگونه چالشى از سوى كشورها و واحدهاى سياسى مستقل و گروه‌هاى استقلال طلب و مخالف آمريكا، برخورد جدى صورت پذيرد.
به نظر مى‌رسد محور اصلى اقتدار واشنگتن در قرن ٢١ در قاره آسيا و به طور مشخص در بخش خاورميانه‌اى اين قاره متمركز باشد. با چنين پيش فرضى در دكترين بوش دوم مناطقى از آسيا كه ظرفيت بالقوه اصطكاك منافع با ايالات متحده و توان بالفعل اعتراض منطقى در قبال اقدامات مداخله‌جويانه آمريكا را دارا باشند، بيشتر از ساير مناطق، در معرض تهديدات نظامى اين كشور خواهند بود. موارد زير به روشنى اين مدعا را به اثبات مى‌رساند:
١. اصرار كاخ سفيد بر تداوم و گسترش حضور نظامى در آب‌هاى خليج فارس، كشورهاى حاشيه جنوبى آن، پاكستان، افغانستان و آسياى ميانه.