آمريكا و گفتمان استكبارى

آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣

فصل دوم: هماوردى ايران در مقابل هژمونى امريكا پيش از جنگ جهانى دوم هيچ يك از ملت‌هاى جهانى و از جمله مردم ايران، دولت ايالات متحده آمريكا را به عنوان قدرتى مداخله گر و سلطه جو نمى‌شناختند، زيرا تا آن زمان هيأت حاكمه اين كشور براى تقويت زير ساختهايى سياسى و اقتصادى خود براساس دكترين «مونروئه» «١» سياست در انزواطلبى اختيارى را برگزيده و از استعمار ساير كشورها امتناع مى‌ورزيدند.
بعد از جنگ دوم جهانى ايالات متحده با كنار گذاشتن دكترين مونروئه و ورود فعال به عرصه بين المللى، دور جديدى از سياست خارجى خود را- كه مبتنى بر مداخله در امور داخلى ديگر كشورها بود- آغاز كرد. در اين مقطع پاى امريكايى‌ها به ايران باز شد و به تدريج رابطه مستحكمى ميان امريكا و شاه ايران برقرار گرديد. اما بعد از پيروزى انقلاب اسلامى دامنه‌