آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
ملتها را طرف خطاب خود قرار دهند. فرو پاشى نظام دو قطبى و انحصار عملى قدرت رسانهاى و تبليغى در غرب به اين موضوع كمك شايانى نمود. در نتيجه غرب براى گسترش اقتدار خود در حوزههاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى، روشهاى نوينى را پايهگذارى كرد كه با روشهاى مورداستفاده در عصر استعمار نوين از جهاتى متفاوت بود بههمين منظور و براى تعيين راهبرد مناسب عوامل قدرت خود را به دو بخش قدرت نرمافزارى (كه شامل بكارگيرى قدرت رسانهاى و تبليغاتى براى تأثير گذارى و هدايت افكار عمومى جهان مىشود) و قدرت سختافزارى (كه شامل قدرت نظامى فراگير در سطح جهان مىشود) تقسيم نمود «١» و براى اعمال هر يك از اين قدرتها جهان را به نوعى تقسيم نمودند در بخش نرمافزارى جهان را به چندين حوزه تمدنى تقسيم كردند تا با شناخت عوامل مخل و مزاحم در هريك از حوزههاى تمدنى، متناسب با همان حوزه روش مبارزه را اتخاذ كنند. در اين روش حوزه تمدنى جايگزين واحد دولت- ملت مىشود. اين حوزهها شامل حوزه تمدنى غرب، كنفوسيوسى، ژاپنى، اسلام، هندو، ارتدوكسى، آمريكايى لاتين و ... تمدن آفريقايى به عنوان تمدنى حاشيهاى مىشود دو علت اساسى براى طرح اين نظريه از سوى هانتيگتون مىتوان تصور نمود: