آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
و سپس به تدريج به ساير كشورهاى آسيايى و آفريقايى گسترش يافت ويژگيهاى استعمار نو به شرح زيراند:
الف- طرح مسئله حاكميت ملى يكىاز عناصر دوران استعمار نوين است. «١» در اين دوران كشورها حاكميت و استقلال خود را بازيافته و به عنوان عضوى از اعضاى جامعه بين المللى و سازمان ملل متحد پذيرفته مىشوند، اما نظام بين المللى به گونهاى طراحى شده كه كشورهاى بزرگ تصميمگيريهاى كلان را اتخاذ مىكنند و كشورهاى ديگر ناچار به پيروى هستند. «٢» ب- نظام اقتصادى اين كشورها تابعى از نظام اقتصادى شمال- جنوب است و كشورهاى استعمارى از راه خريد مواد اوليه به قيمتهايى كه خود شان تعيين مىكردند (مانند نفت) و فروش تكنولوژى سطح پايين و وسايل ساخته شده و دادن كمكهاى فنى محدود براى هدايت اقتصاد كشور به طرف رشتههاى مورد نظر استعمارگران، عملًا نبض اقتصادى اين كشورها را در اختيار گرفتند. «٣» ج- على رغم رهايى از استعمار كهن، كشورهاى مستعمره همواره به عنوان حوزه نفوذ استعمارگر سابق محسوب مىشوند مانند جامعه كشورهاى مشترك المنافع انگليس به همين دليل گاه شاهد مداخلات آنها در امور اين كشورها هستيم مانند، دخالت در انتخابات و منحرف كردن حكومتهاى قانونى و