آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢
٢. قانون تعلق پذيرى براى مثال، زمينههاى اجتماعى است كه رابطه بين قتل انجام شده در يك خرابه را با فرد كارد به دستى كه از آن جا خارج مىشود، تعيين مىكند.
٣. نظريه تعادل حياتى بر اين اساس، به شكلهاى مختلفى مىتوان تعادل روانى جامعه را بر هم زد تا جامعه به دنبال تعادل جويى دوباره باشد و آن گاه تعادل مورد نظر خود را پيشنهاد كرد. معلوم است تا دستگاه گوارش احساس گرسنگى نكند، نمىتوان يك غذا يا تنوع غذايى رامطرح و مقايسه كرد و ... در مسائل فرهنگى نيز تا احساس نيازى حقيقى يا كاذب در جامعه وجود نداشته باشد، نمىتوان مطلب فرهنگى جديدى را در جامعه ارائه كرد.
٤. قاعده آستانه تحريك حداقل انرژى لازم براى تحريك يك عضو بدن را «آستانه تحريك» آن عضو مىگويند. بر اين اساس، اندامهاى گيرنده جامعه را مىتوان شناسايى كرد و با الگوگيرى از دخالت هايى كه در اندامهاى گيرنده بدن انجام مىشود، در آنها نيز دخالت كرد و در بعضى موضوعات، آستانه تحريك آنها را بالا برد كه