احزاب و تشكيلات سياسى در ايران

احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣١

خانه سازمانى، نهار رايگان، سرويس رفت و آمد و ... نوعى رشوه به كارگران داده‌اند و آنان را فاسد ساخته‌اند و كارفرمايان با چپاول كشورهاى ضعيف جهان توانسته‌اند چنين امكاناتى را براى كارگران خود فراهم كنند. بنابر اين راه طبيعى مبارزه اين است كه با دامن زدن به آشوب در كشورهاى محروم جهان، سرمايه داران كشورهاى صنعتى را از اين منبع درآمد محروم سازيم. در چنين زمانى، كارگران كشورهاى صنعتى نيز قيام خواهند كرد و جهان تحت سلطه كمونيسم در خواهد آمد! لنين در كشورهاى جهان سوّم با دو مشكل مواجه بود: اوّل اين كه ماركس انقلاب را از درون مجامع بزرگ كارگرى پيش بينى كرده بود، در حالى كه چنين مجامعى در كشورهاى جهان سوّم وجود خارجى نداشت. براى حلّ مشكل، لنين گفت در اين كشورها ممكن است جهش تاريخى انجام شود و جوامع جهان سوّم بدون طىّ يك دوره ضرورى تاريخى از ديد ماركس (دوران سرمايه‌دارى صنعتى) يكباره به جامعه سوسياليستى برسند.
ديگر آن كه كارگران در جهان سوّم علاقه فراوانى به مذهب داشتند و به حرف كمونيستها توجّهى نمى‌كردند. او براى برخورد با اين مشكل، دو راه حلّ ارائه كرد: نخست؛ تظاهر احزاب كمونيست به مذهب، براى جذب آنان به سوى كمونيسم. دوّم؛ تشويق گروهى از كارگران فريب‌خورده به عنوان پيشتاز به شورش. كارگران مزبور مى‌توانند از طريق آفريدن مشكلات و اعتصابات يا دامن زدن به مشكلات موجود، سبب تسريع در سقوط هيأت حاكمه شوند.
با اين استدلال، ماركسيستها بجاى مبارزه با امپرياليستهاى غربى، مهمترين عامل فساد و اغتشاش در جهان سوّم شدند كه در نهايت بسود غربيها تمام شد. در هر صورت، همين افكار كمونيستى در حدود نيم قرن، اكثريت روشنفكران معترض را در جهان سوّم و ايران تحت تأثير جدّى قرار داده بود.
٢- مائوئيسم: مائو رهبر انقلاب چين، اشكال ديگرى را در نظريه ماركس ديده بود. به نظر او تأكيد بر كارگران صنعتى (پرولتاريا) در كشورى مثل چين كاملًا خطاست، زيرا چين يك كشور كشاورزى است نه صنعتى. بنابراين او با شورانيدن دهقانان چينى عليه حكومت ملّى گراى «چيان كاى چك» انقلاب چين را رهبرى كرد و در سال (١٩٤٩ م- ١٣٣٩ ش) موفّق‌