احزاب و تشكيلات سياسى در ايران

احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٢٧

سؤالات كتبى خود مطرح مى‌ساختند و بعد خواهان تأييد معنوى و مالى انجمن مى‌شدند و معمولًا به خواسته خود مى‌رسيدند.
انجمن حجتيه بر اساس ماهيت خاصّ، زمان تشكّل و اهداف آن داراى نيروهاى متفاوتى بود. از مذهبى‌هاى متديّن تا معدودى از رجال نظامى و سياسى رژيم شاه! از جوانان سطحى و سريع التأثير جامعه تا پخته‌مردان سياسى كارى كه با چشم‌هاى تيزبين خود هم موشكافى مى‌كردند و هم حكم صادر مى‌كردند و هم اجرا مى‌نمودند! از معتقدين واقعى به حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف تا كسانى كه وقتى كار به جاهاى باريك مى‌كشيد پشت‌پا زدن به همه اصول برايشان راحت‌تر از تحمّل سختيها بود! و هرگز بوى «تقوا» از آنها به مشام نمى‌رسيد.
رهبرى اين انجمن پس از انقلاب بسختى كوشيد تا آن را با عموم ملّت هماهنگ بنماياند ولى فشار نيروهاى مستقل و خودخواهى كه در زواياى انجمن رخنه كرده بودند آرام آرام چنان اوج گرفت كه حتى همان رهبرى را هم به موضعگيرى تند و پرخاشگريهاى غير مسؤولانه در برابر انقلاب كشانيد.
اين پرخاشگريها كه از چشمان تيزبين و ژرف‌نگر امام راحل (ره) مخفى نبود، كم‌كم آنچه را كه لااقل از نظر تئورى مى‌توانست به بازوى توانمندى در جهت انقلاب تبديل شود، از نظر واقعى به عضو بيمارى تبديل كرد كه چاره‌اى جز جرّاحى آن نبود و اين جرّاحى را همان طبيب مهربان انجام داد كه همواره انقلاب را در حسّاسترين مراحل آن نجات بخشيده بود.
امام خمينى (ره) پس از پيروزى انقلاب اسلامى، چندين بار تذكراتى را به صورت محرمانه و يا با كنايه به انجمن دادند، ليكن مشكل حل نشد و سرانجام در پيام ٣/ ١٢/ ١٣٦٧ خود به جامعه روحانيّت به طور مفصّل از وجود جمودگرايى در ميان برخى از روحانيون ناآگاه و يا آگاه و وابسته گلايه فرموده، با نام بردن از انجمن حجتيه به عنوان يكى از مظاهر اين جريان، به طور صريح آن را و خط عمومى آن را كه خطّ تحجّر باشد محكوم نموده، چگونگى عمل آنان را ريختن آبروى اسلام و مسلمين و شكستن پشت پيامبر (ص) و اهل بيت عصمت‌