احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١١٨
گروهك را در قالب پاسخ به پرسشهاى: چه زمانى، چه كسانى، چگونه و چرا؟ بررسى خواهيم كرد.
چه زمانى؟
١- تولّد: در حدود سال ١٣٥٥ كه مبارزه رژيم شاه با گروههاى چريكى بسيار سخت شد، ماركسيستها، از دوسو ضربه خوردند؛ هم از جانب رژيم و هم از جانب مردم. اين بود كه گرايش ظاهرى ماركسيستها به اسلام افزايش يافت. آنها با استفاده از برخى متشابهات متون اسلامى كه قابليّت برداشتهاى مختلف را داشت، سعى مىكردند اسلام را به صورت يك دين ماركسيستى! تفسير كنند، به طورى كه در نهايت با مسخ هويت واقعى مكتب اسلام، بجز پوسته ظاهرى و يا حتى يك اسم تنها، از اسلام چيزى باقى نماند. برخى از خودباختگان فرهنگ و تمدّن غربى نيز همين كار را دانسته يا نادانسته انجام مىدادند. اين كار مشترك- مسخ واقعيت اسلام- هر دو گروه غربزده و شرقزده را به يك ديگر نزديك كرد.
در خفقان نظام شاهنشاهى، امكان عملى نزديك شدن به گروههاى التقاطى موجود وجود نداشت، از اين رو تشكيل يك حزب جديد لازم مىنمود. هستههاى اوليه گروه جديد تحت عنوان جلسات تفسير قرآن، درس نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه در منطقه خانىآباد و ميدان شوش تهران به آهستگى پا گرفت. اين درسها در سال بعد (١٣٥٦) به مسجد اعظم قلهك منتقل شد. در آنجا افراد بيشترى بودند كه آمادگى پذيرش عقايد سخيف التقاطى را داشتند. «١» با آغاز انقلاب اسلامى و آزادى فعاليّتهاى سياسى، گردانندگان جلسات مزبور كه با سازمان منافقين اعتقادات يكسانى داشتند، جهت تشكّل بيشتر به منافقين رجوع كردند.
منافقين به بررسى عقايد آنها پرداختند و چون آنها را تندروتر [و احمقتر] از خود يافتند، به فكر بهرهكشى از آنان افتادند.
منافقين مىدانستند كه امام خمينى (ره) و بسيارى از ياران نزديك او پى به چهره زشت و كفرآميز آنها بردهاند و مطمئن بودند با حضور اين افراد در سازمان نمىتوانند به مقاصد پليد خود برسند، از اين رو، از هستههاى اوليه گروه فرقان خواستند با نام جداگانهاى فعاليت كرده