احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١١٥
از ديگر شيوههاى سمخا براى رسيدن به اهداف پليد خود نوكرى آشكار براى دشمنى بود كه به كشورش تجاوز نموده بود. اين خوش خدمتى تا آنجا پيش رفت كه اخيراً در جريان شورشهاى داخلى عراق كه در پايان جنگ خليج فارس به وجود آمد، منافقين به نفع صدام وارد عمل شدند و صدها تن از مردم بيگناه عراق را قتل عام كردند.
چرا؟
١- دورى از روحانيت: هستههاى اوليه منافقين، به اين دليل به نفاق كشيده شدند كه با وجود اينكه شناخت صحيحى از اسلام نداشتند و از نظرات روحانيت متعهد هم استفاده نمىكردند، خود را تحت تأثير بنيانگذاران التقاطى اوليه سازمان قرار دادند و در نهايت به آنجا رسيدند كه تنها تفاوت آنها با گروههاى كمونيستى، داشتن يك روكش اسلامى و عوامفريبانه بود.
٢- خوشبينى به كفار: مطالعات اوليه منافقين از كتب ماركسيستى بر مبناى انتقادى انجام نشد. آنها تحت القاءات رهبرى سازمان فكر مىكردند كه علم مبارزه در ماركسيسم نهفته است و با خوشبينى خواستند راه مبارزه را از ماركس و پيروان او ياد بگيرند و در همان حال دين خود را نيز حفظ كنند.
٣- عدم شناخت صحيح از رهبرى سازمان: اگر كادرهاى اصلى سازمان از مبانى التقاطى و روابط مشكوك بنيانگذاران سازمان مطلع بودند و اعضاى بعدى سازمان رجوى را درست مىشناختند، به احتمال قوى از او پيروى نمىكردند و دنيا و آخرت خود را به رسوايى نمىكشاندند.