احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٢٩
هستند، كار خودشان را مىكنند. ...» «١» واقعيت نيز همين است. انجمن گر چه در سال ١٣٦٢ به طور نسبى از بين رفت، ولى خط انجمن كه خط تحجّرگرايى، جمود، خشك مقدّسى، مبارزهگريزى، رفاهطلبى، طعنهزدن به انقلابيون خط امام، ايجاد تشكيك در اذهان مردم، پرداختن به مسائل فرعى و حاشيهاى، و ...
شده بود هنوز نمرده است. اين خط پيش از انجمن، در طول تاريخ اسلام وجود داشته است و پس از اين هم به راحتى از بين نخواهد رفت.
چه كسانى؟
١- بنيانگذاران: بنيانگذار اصلى انجمن حجتيه، شيخ محمود حلبى بود. «٢» ٢- رهبران: در تمام مدّت زندگى انجمن حجتيه، رهبرى آن با شيخ محمود حلبى بود. در اين اواخر، به دليل سنّ زياد وى، كارهاى اجرايى انجمن توسط شخصى به نام سيد حسن افتخارزاده صورت مىگرفت. سيد حسن افتخارزاده از اعضاى انجمن شاهنشاهى فلسفه بود. انجمن مزبور، زير نظر فرح پهلوى كار مىكرد. افتخارزاده در سال ١٣٦٧ به دليل اهانت به شهدا و برخى از مقدّسات دينى دستگير شد. «٣» ٣- اعضا: انجمن حجتيه در ميان اقشار مختلف جامعه، افرادى را جذب كرده بود. سطح سواد، درآمد و مسؤوليتهاى سياسى آنها با يكديگر، تفاوتهاى زيادى داشت. از سرهنگ و مهندس گرفته تا محصّل معمولى در انجمن حجّتيه عضويت داشتند.
٤- انشعابها: انجمن حجتيه تا زمان پيروزى انقلاب اسلامى، شاهد انشعاب قابل توجّهى نبود. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در نيمه شعبان ١٣٥٩، آقاى طيّب، كه مسؤول كنفرانسهاى انجمن حجتيه بود، انشعاب كرد و همراه دوستانش، گروهى با نام «عباد صالح»