احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٢٩
كتاب خود بكار بردهاند معنى كنند! «١» ٢- ليبراليسم: ليبراليسم از نظر لغوى به معنى آزاديخواهى است و از نظر اصطلاحى به طرز تفكّرى اطلاق مىشود كه بر مبانى ذيل تكيه دارد:
الف- فرد گرايى: فرد در برابر جامعه اصالت دارد و منافع فرد بايد در حدّ امكان حفظ شود.
ب- انسان محورى: همه چيز بايد بر محور منافع انسان ارزيابى شود و خدا محورى يا مذهب، بايد از صحنه زندگى اجتماعى خارج شود. «دين از سياست جداست». انسان محورى در برابر خدا محورى مطرح مىشود و در واقع بايد گفت: «انسان پرستى».
ج- اقتصاد بازار: دولت جز در موارد بسيار ضرورى نبايد در اقتصاد دخالت كند. هركس به هر مقدار كه بتواند، از هر راه كه بتواند و با هر روش كه بتواند، مادامى كه به آزادى ديگران لطمه وارد نكند، مىتواند ثروت جمع كند و د- اعتقاد آزاد: هر انسانى، هر اعتقادى داشته باشد، محترم است و لازم است ديگران به عقايد او احترام بگذارند. به عبارت ديگر، «اصالت عقيده» نسبى است و هيچ عقيده و آئينى بر هيچ عقيده و آئين ديگر برترى و ترجيح ندارد.
ه- دمكراسى: مشروعيت حكومت و قانون هر دو از رأى اكثريت مردم به دست مىآيد.
و- آزادى احزاب: هر كس با هر عقيده و طرز تفكّرى آزاد است تا گروهى را بر گِرد خود جمع كند و حزبى درست كند و دست به تبليغات حزبى بزند و از طريق شركت در انتخابات، به كرسيهاى مجلس و يا مقام رياست جمهورى دست يابد. «٢» ممكن است در نگاه اوليه و سطحى، ليبراليسم منطق جذّابى داشته باشد! چه كسى از آزادى بدش مىآيد؟! امّا در واقع چنين نيست، زيرا بر اساس ديدگاه ليبراليستى، اگر اكثريت مردم به آزادى عمل ناپسند همجنس بازى يا سقط جنين رأى دادند، بايد عمل شود، مطلبى كه