احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٧٩
درس هشتم: جبهه ملّى ايران «... ملت مسلمان را [جبهه ملّى] دعوت مىكنند كه در مقابل لايحه قصاص راهپيمايى كند، يعنى چه؟ يعنى در مقابل نصّ قرآن كريم راهپيمايى كند ... آنهايى كه از بعضى جبههها هستند [جبهه ملى] تكليفشان معلوم است. آنها از اوّل هم، از آن وقتى كه تأسيس شده، مسأله اسلام پيششان مطرح نبوده است و آنچه مطرح بوده است اگر راست بگويند همان ملىگرايى بوده است و من در اين هم شك دارم؛ براى اينكه افرادى كه سر دسته اينها بودند و به ملىگرايى معروف بودند ما ديديم كه بر ضد ملت آنها قيام كردند. الان هم كه در خارج هستند دعوت مىكنند كه بر ضد اين ملت، قدرتها فعاليت كنند ... باز من كار ندارم به جبهه ملى، با اينكه بعضى افرادش شايد افرادى باشند كه مسلمان باشند ... اين اعلاميه جبهه ملّى كه مخالف نص قرآن مجيد است ... به طور صريح مردم را دعوت كردند به اينكه اى مسلمانها، بياييد و حكم قرآن را، حكم غير انسانى قرآن را! «و لا حول و لا قوة الا بالله»؛ در يك كشور اسلامى اين طور سب بر قرآن و سب بر اسلام به مرئى و منظر مسلمين بشود ما با اينهايى كه اظهار دوستى مىكنند و تيشه بر داشتهاند و به ريشه اسلام مىزنند بايد چه بكنيم؟» «١» (امام خمينى ٢٦/ ٣/ ١٣٦٠.)
جبهه ملّى يكى از بزرگترين احزاب تاريخ سياسى اخير ايران است. جبهه ملّى خود از چند حزب كوچكتر تشكيل شده بود. وجه مشترك اين احزاب در ترجيح ايرانى بودن بر اسلامى بودن، جدا دانستن دين از سياست و عملكرد غير مذهبى بوده است. بررسى اين حزب در پاسخ به چهار سؤال چه زمانى؟ چه كسانى؟ چگونه؟ و چرا؟ انجام مىپذيرد.