احزاب و تشكيلات سياسى در ايران

احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٧٣

است. مهمترين اين انشعابها در سال ١٣٥٥، به رهبرى «تورج حيدرى بيگ‌وند» صورت پذيرفت. اعتراض آنها به مشى مسلّحانه سازمان و حاكميّت مائوئيسم «١» بر آن بود.
انشعابى‌ها كه در ابتدا خود را «گروه منشعب از سازمان چريكهاى فدايى خلق» و سپس «گروه منشعب وابسته به حزب توده» مى‌ناميدند، بعد از انقلاب، در خرداد ١٣٥٩، تحت عنوان اكثريت به طور رسمى از سازمان جدا شدند. «٢» آنها خود را به سياستهاى حزب توده نزديك كردند و براى ظاهر سازى، بخشى از سلاحهاى خود را تحويل ارگانهاى انتظامى دادند و در حالى كه تشكيلات مخفى و نيز بخش ديگرى از سلاحهاى خود را حفظ كرده بودند، مدعى پيروى از خط امام و شركت در جنگ عليه صدام شدند. اين انشعاب در اوايل سال ١٣٦٢ با اصل خود پيوند خورد و بار ديگر سچفخا اتحاد خود را باز يافت. «٣» گفته مى‌شود سناريوى انشعاب مزبور توسط اربابان روسى سچفخا نوشته شده بود. «٤» گروهك «راه كارگر» از ديگر انشعابهاى سچفخا مى‌باشد. اين انشعاب به رهبرى «مرتضى يزدى» در آبان ١٣٥٨ صورت گرفت. علت انشعاب انتقاد به مشى چريكى و نحوه حاكميت سازمان بود. «٥» گروهك «اشرف دهقان» نيز توسط زنى به نام «اشرف دهقانى تبريزى» بر اثر انشعاب از سچفخا به وجود آمد. اين انشعاب در ارديبهشت ١٣٥٨ صورت پذيرفت. انتقاد آنها به سچفخا اين بود كه در مبارزه مسلّحانه با نظام جمهورى اسلامى، جديّت كافى ندارد. فعاليت عمده اين گروهك در كردستان صورت پذيرفت. كار عمده آنان در داخل و خارج از كردستان، سرقت بانكها و ادارات و ترور افراد و شخصيتهاى اسلامى و پاسداران بوده است و در بيشتر شهرهاى كردستان، دفتر و مقر مستقل داشته و در تشنّج آفرينيها و كشتارهاى بى‌رحمانه چون مثله‌كردن و كندن پوست سر و صورت پاسداران، نقش عمده‌اى داشته است‌