احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٥٧
به ايران برگشت و با كمك «حيدر خان عمو اوغلو» «١» نخستين حزب آشكار ايران را تأسيس كرد. «٢» اين حزب «دمكرات» ناميده شد و در مجلس دوّم (پس از فتح تهران) ٢٨ نماينده هوادار حزب داشت.
حزب دمكرات با انگليسيها روابط صميمانهاى داشت، دين را از سياست جدا مىدانست، اعضاى حزب رقيب خود را مستبد يا مرتجع مىناميد و معتقد بود كه بايد مستبدان و مرتجعان را از ميان برد. ترور آيت اللّه بهبهانى از رهبران اصلى مشروطيت، در منزلش و بر سر سجّاده نماز، به تقى زاده نسبت داده شد. گفته شد تقى زاده از حيدر خان عمو اوغلو خواست كه آية اللّه بهبهانى را به شهادت برساند. مسموميت آخوند خراسانى از مراجع تقليد وقت نيز به عمو اوغلو نسبت داده شده است. «٣» حزب دمكرات اعضاى خود را افراد فعّال، صاحب عقيده، با ايمان، حرف زن، چيز نويس، منتقد، تند زبان و هوادار فقرا و رنجبران معرفى مىكرد ولى حزب رقيب (اجتماعيون: سوسياليستها) آنها را تندرو و گاهى بىايمان و كافر مىناميد. به طور كلى حزب دمكرات مورد هجوم علما و گروه انبوهى از مردم قرار داشت. برخى از رهبران اين گروه، بعدها حزب كمونيست ايران و حزب توده ايران را تشكيل دادند. «٤» رقيب حزب دمكرات، حزب اجتماعيون بود. سيد عبداللّه بهبهانى، سيد محمد طباطبائى (دو رهبر بزرگ روحانى نهضت مشروطه) على اكبر دهخدا، ناصر الملك (نايب السلطنه)، ستارخان و باقرخان از رهبران مشروطيت در تبريز و بسيارى از سران كشور در اين حزب عضو بودند. اين حزب به روش ملايم و تدريجى معتقد بود و در مجلس دوّم ٣٦ نماينده داشت. در ميان اعضاى اين حزب، مذهبى، غير مذهبى، ملّى گرا و غربزده و ... به چشم مىخوردند. «٥»