احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٤٨
«استقلال، آزادى، عدالت اجتماعى» در واقع به نفى جمهورى اسلامى مىپرداخت، آنان همچنين سعى مىكردند تا از راههاى مختلف، شعار «نه شرقى» را از شعار معروف «نه شرقى، به غربى» مردم ايران بزدايند. به طور كلى حزب توده سعى در گسترش ديدگاههاى كمونيستى خود درميان مردم ايران داشت ولى تعداد كم اعضاى آن در ايران، چنان در انبوه هواداران انقلاب اسلامى گم مىشد كه اصلًا به حساب نمىآمد. اين حزب پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سعى كرد تا به فريب مردم مسلمان بپردازد كه در اين امر موفق نشد و سران آن به همراه تعداد زيادى از اعضاى نفوذى حزب در ارتش و ساير ارگانها و ادارات دستگير شدند. «١» سچفخا (سازمان چريكهاى فدايى خلق ايران) هيچ نقشى در جريان پيروزى انقلاب اسلامى ايفا نكرد. علت اين امر را بايد در عدم تجانس اعتقادى و اخلاقى و به اصطلاح تضادّ ايدئولوژيكى و عدم اعتقاد آنها به قدرت اسلام و مردم و نيز در وابستگى مستقيم يا غير مستقيم آنها به قدرتهاى خارجى جستجو كرد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، با شركت در درگيرىهاى مختلف گنبد، كردستان و ... به جنگ با انقلاب اسلامى پرداخت و سرانجام در سال ١٣٦٢ با دستگيرى بيشتر اعضاى آن، به حيات ننگينش خاتمه داده شد.
جبهه ملّى از راه تكيه بر قانون اساسى مشروطيت و تأكيد بر اين كه شاه بايد سلطنت كند نه حكومت، نشان داد كه به موفقيت انقلاب اسلامى ايمان ندارد. اين بود كه بگونهاى افراطى، سعى در جلب نظر قدرتمندان خارجى و تهيّه مقدمات حاكميّت خود نمود. نهضت آزادى نيز كم و بيش همانند جبهه ملّى عمل كرد.
با اوجگيرى مبارزات مردم مسلمان ايران، اعضاى اندك جبهه ملّى و نهضت آزادى در امواج خروشان مردم مضمحل شدند. پيش از پيروزى كامل انقلاب اسلامى، رهبر نهضت آزادى، مهدى بازرگان، به عنوان نخست وزير موقت معرفى شد. علّت اين معرّفى، حسن ظن بعضى از مسؤولين انقلاب نسبت به شخص بازرگان و معدودى از اطرافيان او بود. نهضت آزادى تا آن زمان هر چند ضعفها و انحرافاتى از خود نشان داده بود، ليكن بعضى از مسؤولان نظام اميد هدايت و اصلاح آنان را داشتند، امّا در عمل مشخص گرديد كه اين حسن ظنّ، به