احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٩
١- ماهيّت سلطنت: در رژيمهاى سلطنتى به علّت آنكه علم و دانش و تقوا و فضيلتها معيار انتخاب شخص اوّل مملكت نيست و فقط انتساب نژادى به شاه قبلى، يا استفاده از زور و قلدرى در مورد شاه اوّل هر سلسله، ملاك سلطنت است، طبيعى است افرادى كه در رأس حكومت قرار مىگيرند، از حكومت و سياست، چيزى جز زور و قلدرى ندانند.
٢- سر سپردگى به بيگانگان: متأسفانه بسيارى از پادشاهان ايران در صد سال گذشته، به روسيه يا انگلستان و در اين اواخر به آمريكا وابسته بودهاند. اين امر سبب شده بود تا از محبوبيّتى در بين مردم و علماى اسلام برخودار نباشند. سر سپردگى به خارجيها و عدم محبوبيّت ناشى از آن، عقده حقارتى را در پادشاهان اخير ايران به وجود آورده بود كه براى جبران آن، به قتل و غارت و ظلم بىحساب نسبت به مردم دست مىزدند.
٣- تجمّلات فراوان: شاهان به دليل زندگى تجمّلاتى و تشريقاتى خود، سفرهاى متعدّد و پرخرج به كشورهاى خارجى، برگزارى جشنهاى فوق العاده پرخرج، علاقه به جمعآورى مال و ثروت شخصى و ... مخارج فراوانى داشتند. آنها براى تأمين اين مخارج، بر مردم مالياتهاى سنگينى مىبستند و در راه اخذ اين مالياتها، ستمهاى فراوانى را مرتكب مىشدند.
٤- ضعف امر به معروف و نهى از منكر: عنصر حسّاس، واجب و پر اهميّت «امر به معروف و نهى از منكر» جايگاه شايسته خود را در جامعه معاصر ايران از دست داده بود.
تفكّرهاى انحرافى «عيسى به دين خود، موسى به دين خود» و امثال آن، مردم را از امر به معروف و نهى از منكر باز مىداشت. در موارد اندكى هم كه امر به معروف و نهى از منكر صورت مىگرفت، چه بسا شرايط اجراى اين فريضه بزرگ، رعايت نمىشد و در نتيجه به جاى تأثير مثبت، تأثير منفى مىگذاشت.
مسأله فوق، سبب شده بود تا ترك معروف (مثل نماز، روزه و ...) و انجام منكرات (مثل شرابخوارى، فساد اخلاقى و ...) در جامعه شيوع قابل توجهى پيدا كند، سنگر مساجد خلوت شود، محافل وابسته به دشمنان خدا و دين، به تدريج تقويت گردد، معاملات به حرام آغشته شود، و ... حكومت نيز به فساد خاص خود كه ظلم و ستم است آلوده شده و به تعبير بهتر، استوارتر از قبل، گردد.
٥- بى سوادى مردم: بى سوادى اكثريت قابل توجّه مردم جامعه صد سال گذشته ايران و