احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ٣٠
امروزه در كشورهاى غربى رواج دارد.
ضمناً آزاديهاى مطرح شده در ليبراليسم تا آنجا كاربرد دارد كه در جهت خواهشهاى نفسانى انسان باشد و اگر در جهت عقائد مذهبى باشد، چنين آزاديى، ديگر وجود ندارد. به عنوان مثال، تا كنون بارها، دختران مسلمان را از مدرسههاى فرانسوى، به جرم استفاده از روسرى اخراج كردهاند.
افكار وارداتى بيگانگان شرقى ١- ماركسيسم- لنينيسم: ماركس معتقد بود سرمايه داران و كارگران به طور دائم در منازعه با يكديگر بسر مىبرند. با گسترش كارخانجات بزرگ، مجامع بزرگ كارگرى ايجاد مىشود. سرمايه داران روز به روز بر دزدى خود از حقوق كارگران مىافزايند و كارگران نيز روز به روز بيشتر متحد مىشوند. سرانجام، روزى كارگران بر سرمايه داران پيروز مىشوند.
از نظر ماركس، وقوع چنين انقلابى بيشتر در آلمان، انگليس و ساير كشورهاى صنعتى آن روز قابل پيش بينى بود. «١» ولى بر خلاف پيش بينى ماركس، اولين انقلاب كمونيستى جهان به رهبرى «لنين» در روسيه كشاورزى به وقوع پيوست. تعداد كارگران در جامعه دوران انقلاب روسيه بسيار كم بود و در آن كشور چند ده ميليونى، از سه هزار نفر تجاوز نمىكرد. لنين با سازماندهى تعداد كمى از كارگران و با حمايت آلمان كه در آن زمان (١٩١٧ م/ ١٢٩٦ ش) در حال جنگ با روسيه بود و با سوار شدن بر امواج شعارهاى صلح طلبانه كه به دليل خستگى مردم از سه سال جنگ با آلمان، فرصت مناسبى را ايجاد كرده بود، حكومت شوروى را قبضه كرد.
لنين بر سازماندهى انقلابيهاى حرفهاى تأكيد فراوان داشت و در عين حال معتقد بود كه بايد احزاب كمونيست با ايجاد سازمانهاى وابسته، تمام اقشار جامعه را تحت پوشش قرار دهند. او در توجيه عدم صحت پيش بينى ماركس مبنى بر انقلاب كمونيستى در انگلستان، آلمان و فرانسه، مىگفت: علّت عدم انقلاب كارگران مزبور اين است كه كارفرمايان با اعطاى