احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٥٢
انجام شده است. «١» ٢- فحشا: سران نفاق، علاوه بر اين كه رفتن به مراكز فساد را به اعضاى خود توصيه مىكردند، از اعضاى مؤنّث سازمان بهرهبرداريهاى پست شهوانى داشتند. آنان براى انجام چنين اعمال پستى، توسّط پادوهاى خود، دختران جوان مردم را فريب مىدادند و آنها را به بهانه آموزش قرآن و تفسير قرآن، به درون خانههاى تيمى خود جلب مىكردند و سپس ...
طورى مىشد كه آن دختران ديگر روى بازگشت به خانه را نداشتند. در اين مسير، حتى به زنان شوهردار هم رحم نمىكردند و از راه تفرقه انداختن ميان زن و شوهر، اسباب جدايى آنها را فراهم مىساختند و پس از آن، با جذب زنان مزبور به سازمان، به ارضاى مطامع پست و پليد نفسانى خود مىپرداختند. حال اگر دختر يا زنى تسليم مطامع پست آنها نمىشد، به شيوههاى مختلف مورد آزار و اذيت قرار مىگرفت؛ ارتقاء رتبه نمىيافت؛ از خانه تيمى اخراج مىشد؛ موجبات لو رفتن او فراهم مىگشت و «٢» ٣- دستور به كفر: همان طور كه مىدانيد سازمان منافقين، يك بار در سال ١٣٥٤ تصميم گرفت نقاب از چهره كنار زند و واقعيّت خويش را بروز دهد. اين بود كه به طور رسمى، «تغيير ايدئولوژى» خود را از اسلام به ماركسيسم اعلام كرد و آيه بالاى آرم خود را حذف كرد و به جاى آن يك ستاره گذاشت. سازمان منافقين، در اين رهگذر به كسانى كه هنوز اندك ايمانى در وجودشان باقى بود، دستور داد كه ماركسيسم را بپذيرند و نماز را كنار گذارند. يكى از اعضاى قديمى منافقين، در اعترافاتى كه پس از پيروزى انقلاب نوشته و آن را منتشر ساخته است، بيان مىكند كه وى را به خاطر خواندن نماز تهديد به مرگ كرده بودند. آنها به صراحت از وى خواسته بودند دست از اسلام بردارد و به مكتب پوشالى ماركسيسم كه در آن روزها آب و رنگى داشت، بپيوندد. «٣»