احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٤٣
انقلاب را داشتند و نه اعتقاد به اينكه بايد بر احزاب كافر و منافق سختگيرى كرد. خود گروهها نيز بسيارى از جاسوسيها و جنايات را بعد از انقلاب مرتكب نشده بودند و طبيعى بود كه قصاص قبل از جنايت را در مورد تعدادى از آنها نمىشد انجام داد.
برخورد شديد انقلاب اسلامى با احزاب ١- چه زمانى؟ صدام با هماهنگى كامل عوامل آمريكا در منطقه به جمهورىاسلامى ايران حمله كرده بود. صدام را بيشتر كشورهاى بزرگ و متوسط و حتى برخى كشورهاى كوچك جهان كمك مىكردند، و اين در حالى بود كه ايران از سوى همان كشورها، به شكلهاى مختلف، تضعيف مىشد. از سوى ديگر، ستون پنجم دشمن كه حتى در مقر رياست جمهورى نيز نفوذ كرده بود، سبب تضعيف بيشتر قواى مدافع ميهن اسلامى مىگرديد.
پيشرفت امور جنگ بسيار كند بود و بايد به آن شتاب داده مىشد. بخشى از خاك ايران اسلامى در دست دشمن بعثى افتاده بود و بسيج همه نيروها و امكانات براى آزادى ميهن اسلامى ضرورى بود. در اين شرايط زمانى، هر گونه مخالفت بانظم و امنيّت كشور مىتوانست ضربهاى باشد به جبهه دفاع از عزّت و شرف ملّت اسلامى. اين دوره زمانى ازتير ١٣٦٠ همزمان با عزل بنىصدر و اعلامجنگ مسلّحانه منافقينآغاز و تا تير ١٣٦٧ كه ايران قطعنامه ٥٩٨ سازمان ملل متحد مبنى بر برقرارى آتش بس را پذيرفت، ادامه يافت.
٢- چه كسانى؟ گروههايى كه به تضعيف روحيه عمومى يا خرابكارى يا جاسوسى و يا جنگ مسلّحانه عليه جمهورى اسلامى دست زده بودند مثل انجمن حجتيه، جبهه ملّى، نهضت آزادى، حزب توده، چريكهاى فدايى خلق، منافقين و ... مورد تنفر مردم و مسؤولان نظام جمهورى اسلامى قرار گرفتند و قدرى از عدالت اسلامى در مورد برخى از آنها اجرا شد.
٣- چگونه؟ روشهايى كه براى برخورد با احزاب به اصطلاح سياسى در اين دوره زمانى به كار گرفته شد، عبارت بودند از:
الف- منع فعاليّت: فعاليت احزابى كه رسماً به خدمت دشمن در آمده و به جاسوسى يا مبارزه مسلحانه با نظام اسلامى برخاسته بودند به لحاظ قانونى منع شد.