احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٤١
درس پانزدهم: انقلاب اسلامى و احزاب «اگر ما از اوّل كه رژيم فاسد را شكستيم ... حزبهاى فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و رؤساى آنها را به جزاى خودشان رسانده بوديم و چوبهاى دار را در ميدانهاى بزرگ برپا كردهبوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمتها پيش نمىآمد اگر ما انقلابى بوديم، اجازه نمىداديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مىكرديم. تمام جبههها را [امثال جبهه ملّى] ممنوع اعلام مىكرديم و يك حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفين تشكيل مىداديم ما مىخواهيم به امر خدا عمل كنيم و خواهيم كرد «اشِدّاءُ عَلَى الْكُفَّارِرُحَماءُ بَيْنَهُمْ» اين توطئهگرها، در صف كفار هستند. اين توطئهگرها در كردستان و غير آن، در صف كفار هستند. با آنها بايد با شدّت رفتار كرد ما باز تا چندى مهلت مىدهيم به اين قشرهاى فاسد و اين اعلام آخر است و اگر چنانچه در كار خودشان تعديل نكنند و به صف ملت برنگردند و دست از توطئهها بر ندارند، خدا مىداند انقلابى عمل مىكنم.» «١» (امام خمينى، ٢٧/ ٥/ ١٣٥٨)
انقلاب اسلامى در اوايل پيروزى رفتار خوبى را با گروههاى سياسى داشت، ليكن به دليل سوء استفاده برخى گروههاى سياسى از آزادى اسلامى و نيز به دليل جنگ تحميلى، نظام جمهورى اسلامى مجبور شد در رفتار با گروههاى مزبور تجديد نظر كند. پس از پايان