احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١٢٦
چه زمانى؟
١- تولّد: در دوران نخست وزيرى مصدق، بويژه در اواخر سال ١٣٣١ و اوايل سال ١٣٣٢ كه ملّىگرايان و مذهبىها با يكديگر اختلاف پيدا كرده بودند، يك فرقه كه در زمان قاجاريه دست ساخته استعمار بود، خود را با نام شوم بهائيت معرفى مىكرد، فرصت عرض اندام پيدا كرد و تبليغات گستردهاى را آغاز نموده و در اين راه موفقيّتهايى به دست آورد.
احزاب و تشكيلات سياسى در ايران ١٣٥ چه زمانى؟
ص : ١٣٣ پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ نوعى سرخوردگى از مبارزات سياسى در ميان نيروهاى اسلامى پديدار شد. آنان با زحمت فراوان توانسته بودند مصدّق را به نخست وزيرى برسانند. هنوز مدّت زيادى نگذشته بود كه مصدّق به روحانيت پشت كرد و با نيروهاى اسلامى در افتاد، طبعاً مردم او را رها كردند و بازوان حمايتهاى مردمى دست از يارى مصدّق برداشتند. كودتا انجام شد. مصدّق رفت و شاه برگشت. بازگشت شاه به معنى ضرر مضاعف براى نيروهاى مذهبى بود كه به اعتزال و كنارهگيرى سياسى برخى از آنها انجاميد.
سرخوردگى مزبور در كنار ظاهر مشروع مبارزه با بهائيت، زمينههاى مناسب جهت تشكيل انجمن حجتيه را ايجاد كرد و اين انجمن در سال ١٣٣٥ تأسيس شد. اسم كامل آن «انجمن خيريّه حجتيه مهدويه» بود كه در اين درس به اختصار، انجمن يا انجمن حجتيه ناميده مىشود.
٢- رشد: انجمن حجتيّه به اين دليل كه حريم حكومت شاه را رعايت مىكرد و الزاماً در مبارزه با بهائيت، بهائىهاى دربار شاه را استثنا كرده بود، خطرى براى رژيم سلطنتى نداشت.
بلكه چون نيروهاى جوان و مبارز احتمالى را هم به مبارزه با يكى از شاخ و برگهاى درخت تنومند استعمار مشغول مىكرد و از پرداختن به اصل درخت و ريشههاى آن بازمىداشت، مورد تأييد حكومت شاه نيز بود. بخصوص كه خسارتهاى وارده به همان شاخه هم به توسط بهائيهاى قدرتمند دربار جبران مىشد. از اين رو، هيچ مانعى در راه رشد انجمن حجتيه به چشم نمىخورد.
انجمن حجتيه براى جذب جوانان مذهبى و تأمين هزينههاى جارى به تأييد رسمى و كتبى علما و مراجع نياز داشت. از اين رو، كارگزاران انجمن سازمان خود را به گونهاى زيبا در