احزاب و تشكيلات سياسى در ايران - لطیفی پاکده، لطفعلی - الصفحة ١١٢
داشت.
رجوى پس از پيروزى انقلاب مدعى شد كه شكنجهها ديده و از ميان دود و آتش و خون، سالم بيرون آمده و به قدرى مقاومت كرده كه بازجوها از شنيدن نامش به خود مىلرزيدهاند.
اين ادعاها براى كسانى كه سالها او را در زندان ديده و از امتيازات ويژه پليس مخفى شاه براى او مطّلع بودند خندهآور بود. رجوى در پى آن بود كه در انتخابات رياست جمهورى ايران شركت نمايد، لكن به دليل آنكه به قانون اساسى» رأى نداده بود، در توطئه خود موفق نشد.
رجوى نااميد نشد و خود را به بنىصدر نزديك كرد و با غرور احمقانه خود در تظاهر به دفاع از بنىصدر، به نظام جمهورى اسلامى اعلام جنگ مسلحانه داد و پس از ارتكاب جنايات فراوان، همراه بنىصدر كه با لباس زنانه استتار شده بود، توسط معزّى خلبان شاه معدوم از ايران فرار كرده، به فرانسه رفت.
رجوى در فرانسه به طور مرتب به خبرنگاران قول مىداد كه رژيم ايران ظرف دو يا سه ماه آينده سرنگون خواهد شد. ولى در فرانسه، اختلافاتش با بنىصدر بالا گرفت و جنگ لفظى شديدى را عليه هم در نشريات وابسته به خود راه انداختند؛ روز به روز فاصله سياسى آنها بيشتر شد و بنابراين دليلى براى ادامه ازدواج سياسى هم باقى نماند و رجوى دختر بنىصدر را طلاق داد.
منافقين در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه براى ايجاد فشار مضاعف بر انقلاب اسلامى و سقوط آن راهى جز همكارى علنى و رسمى آنها با صدام نيست. بر اين اساس، رجوى به عراق رفت. تلويزيون عراق، تصوير رو بوسى وى با صدام را پخش كرد. اعضاى منافقين هم به تدريج در عراق مستقر شدند و رجوى سعى كرد با استفاده از نيروهاى سازمان براى رسيدن به اهداف پليد خود ارتش تشكيل دهد.
پس از مدّتى، انقلابى ايدئولوژيك (به تعبير خودش) به راه انداخت و آن، اين بود كه از مهدى ابريشمچى (از اعضاى مركزيت منافقين) خواست زنش را طلاق دهد تا او بتواند با فاصله يك روز با او ازدواج كند! رجوى مىگفت زن ابريشمچى چون مسؤول بخش زنان