سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
«امن» خويش جايگزين ساخت.
كجا هستند برادران من؟ همانها كه سواره به راه مىافتادند و در راه حق قدم بر مىداشتند كجاست «عمار»؟ كجاست «ابن تيهان»؟ و كجاست «ذوالشهادتين»؟ و كجايند مانندآنان از برادرانشان كه پيمان بر جانبازى بستند، و سرهاى آنها براى ستمگران فرستاده شد؟! آنگاه دست به محاسن شريف زد مدتى بس طولانى گريست پس از آن فرمود. آه بر برادرانم همانها كه قرآن تلاوت مىكردند و به كار مىبستند، در فرايض دقت مىكردند و آن را بپا مىداشتند. سنتها را زنده و بدعتها را مىميراندند. دعوت به جهاد را مىپذيرفتند. و به رهبر خود اطمينان داشتند و صميمانه از او پيروى مىكردند. «١» نصربن مزاحم گويد:
در جنگ صفين ابوهيثم جلو آمد وصفوف سربازان اهل عراق را مرتب نمود و به آنها چنين گفت: اى جماعت مردم عراق همانا ميان شما و پيروزى در دنيا و رسيدن به بهشت و رحمت الهى در آخرت چيزى جز لحظههايى از روز فاصله نيست، پس پاهايتان را استوار نماييد و صفوفتان را مرتّب كنيد و جمجمههايتان را به خداوند عاريه دهيد و از خداوند يارى و كمك گيريدو با دشمنان خدا و دشمنان خود جهاد كنيد و بكشيد دشمنان خدا را كه خداوند آنان را بكشد و نابودشان كند. بردبار وصبور باشيد كه همانا زمين از آن خداوند است و به هركسى از بندگانش بخواهد، آن را مىبخشد و عاقبت نيك و سرانجام نيكو براى پرهيز كاران است. «٢»