سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
كسى هست كه او را بكشد، به زودى ازنسل اين شخص اقوامى پديد مىآيد كه قرآن مىخوانند و از گلوهايشان تجاوز نمىكند، از دين گريزانند همانگونه كه تير از كمان مىگريزد.» عايشه به ابوقتاده گفت:
«تو اين را خودت ديدى؟» گفت: «آرى» گفت: «آنچه ميان من و على اتفاق افتاد مانع اين نمىشود كه حق را به زبان بياورم، على راست گفت! من از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: امت من دوگروه هستند، از يكى از اين دو گروه فرقهاى خارج مىشود كه سرها و سبيلهايشان تراشيده و لباسهايشان تا نيمههاى ساق پاهايشان است، قرآن مىخوانند كه از گلويشان تجاوز نمىكند، آنها به دست محبوبترين مردم نزد خداو رسول كشته مىشوند.
ابوقتاده گفت: «اكنون كه اين رامىدانى پس چراآنچه براو گذشت از تو پديد آمد؟» عايشه گفت: «اراده خدا جارى و سارى است.» «١» راهنماى آثار پيامبر (ص)
از آنجا كه ابوقتاده درهمه صحنهها در كنار رسول خدا (ص) حضور داشت، از اين رو در شناخت آثار و يادبودهاى آن حضرت تخصص داشت به همين جهت هنگامى كه مروان از طرف معاويه والى مدينه بود، كسى را به سوى ابوقتاده فرستاد تا او را ازآثار پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش آگاه كند؛ او نيز پذيرفت. «٢»