سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
درنشر و پخش شايعه او را يارى كردند و خبر دروغين حمله عظيم سپاه ابوسفيان را با آب و تاب درگوش مردم تكرار مىكردند.
ولى اين جنگ روانى كوچكترين اثرى در دل رسول خدا (ص) و ياران باوفايش نداشت. رسول خدا (ص) در مقابل آن دسته از مسلمانانى كه در اين نبرد اندك ترديدى از خود نشان مىدادند، فرمود:
«اگر كسى همراهى نكند تنها مىروم.» آنگاه رسول خدا (ص) پرچم اسلام را بدست علىعليهالسّلام سپرد و بهمراه هزار وپانصد نفر از اصحاب و ياران خود بسوى بازار بدر بيرون شد. ده اسب همراه سپاه بود يكى ازآنانكه اسب داشت، ابوقتاده بود. «١» شركت در قتل ابى الحُقَيق دوقبيله اوس و خزرج در كسب افتخارات با هم به مسابقه برخاسته بودند. طايفه اوس يكى ازدشمنان اسلام و پيامبر (ص) بنام كعب بن الأشرف را كشتند، خررجيان گفتند:
«ما هم بايد يكى ديگر ازدشمنان اسلام و پيامبر (ص) را بكشيم و بايد كسى باشد كه از نظر دشمنى با پيامبر (ص) مثل كعب باشد.» ابى الحُقيق كه درخيبر بودمعرفى شد. خزرجيان براى كشتن ابىالحقيق در خيبر، ازرسول خدا (ص) اجازه خواستند، پيامبر صلى الله عليه و آله پذيرفت. پس پنج نفر از خزرج از تيره بنى سلمه داوطلب اين مأموريت شدند كه عبارت بودند از عبدالله بن عتيك، مسعودبن سنان، عبدالله بن انيس، ابوقتاده حارث بن ربعى وخزاعى بن اسود (هم پيمان قبيله اسلم). رسول خدا (ص)، عبدالله بن عتيك را بفرماندهى آنها برگزيد و ازكشتن كودكان و زنان منع كرد. «٢»