سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
«اى زياد! سليمان بن صرد، حجربن عدى، شبث بن ربعى، ابن كوّا، و عمروبن حمق را در نماز جماعت حاضر كن.» «١» شعرى از عمرو پس از پايان جنگ صفين و داستان اسفبار حكميت، غم و اندوه بر عمرو فشار آورد. و اين احساس دردناك از درون او به صورت شعرى نمودار گشت، كه بر زبان عمرو جارى شد و آن را زمزمه كرد.
«چون همسرم بى خوابى مرا ديد گفت:
از اصحاب صفين چه چيزى تو را چنين هيجان زده كرده است؟
مگرتو از گروهى نيستى كه خداوند، به وسيله آنان ديگران را هدايت مىكند؟
گروهى كه نه ستم مىكنند و نه دنبال گمراهى مىروند.
در پاسخ همسرم گفتم: من از سرانجام امورى كه در پيش است نگرانم، از دگرگونى حال اين قوم بيم دارم، تو آزرم نگهدار و بيشتر از اين از من مپرس.» «٢» معاويه و عمروبن حمق وفاى به عهد ومحترم شمردن تعهدات، يكى از خصلتهاى بارز مردان خدا است. قرآن كريم در موارد زيادى درباره آن سفارش كرده، و آن را از ويژگيهاى مؤمنان شمرده است.
ولى طاغوتها و پيروانشان به مقتضاى خوى ناجوانمردانه خود، براى تعهدها و پيمانها ارزش و احترامى قائل نيستند.