سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣

در جنگ با خوارج‌ در جنگ نهروان على (ع) صف آرايى لشكر مى‌كرد، و فرماندهان سپاه را تعيين مى‌نمود، آن حضرت در اين نبرد فرماندهى پياده نظام را به ابوقتاده سپرد. «١» سالم بن عبدالله از ابوقتاده نقل كرده است كه همراه اميرمؤمنان عليه‌السّلام در پيكار با اهل نهروان حضور داشتيم و ماشصت يا هفتاد تن از انصار بوديم و من فرمانده پياده نظام بودم، وقتى به مدينه بازگشتيم به ديدن عايشه رفتيم او جوياى احوال از ماشد، ما جنگ با خوارج را به اطلاع او رسانديم گفت: «سخن ايشان چه بود؟» گفتيم: «آنها اميرمؤمنان (ع) و عثمان و تو را دشنام مى‌دادند و شما را تكفير مى‌كردند.» مانيز با آنها پيكار كرديم و على (ع) پيشاپيش ما سوار بر استر رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، كه ناگاه بر يك گروه از كشتگان ايستاديم. على (ع) فرمود: «آنها را بگردانيد،» ما نيز آنها را گردانيديم ناگهان مرد راى ديديم كه روى شانه‌هايش مانند پستانك پستان قرار داشت. على (ع) فرمود:
«الله اكبر! دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشده، درآن هنگام كه پيامبر (ص) غنايم حنين را تقسيم مى‌كرد همراه آن حضرت بودم كه اين مرد آمد و گفت: اى محمد عدالت پيشه كن كه به خدا سوگند رفتارت عادلانه نيست، رسول خدا (ص) به او فرمود: مادرت به عزايت بنشيند، اگر من عادل نباشم پس كى عادل است؟ در آن حال عمر گفت: بگذار گردن اين منافق را بزنم. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: رهايش كن‌