سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤

خاطر حق گوئى و ستيز با باطل از تبعيدى به تبعيد ديگر روانه شد ومورد بدترين اهانتها و تهمت‌ها قرار گرفت، چرا كه او با خداى خويش پيمان بسته بود غير از حق سخنى نگويد و جز به راه حقيقت نرود.
درد او، درد دين بود و آرزويش حكومتى همچون حكومت پيامبر (ص).
ديرى نپائيد كه با روى كار آمدن حكومت عدل مولايش على عليه‌السّلام آرزوى ديرينه‌اش جامه عمل پوشيد اما دشمنان در پى فروپاشى اين نظام برآمدند نظامى كه قلوب تمامى داغديدگان و ستمديدگان جهان به اميد آن بود.
ناكثين (طلحه و زبير) با برپايى جنگ جمل، اولين جنگ داخلى را دراسلام برپا كردند وآنان با اين كار نخستين كسانى شدند كه جرأت و جسارت ايستادن درمقابل امام مسلمين را به خود دادند و راه را براى قاسطين (معاويه) و مارقين (خوارج) هموار كردند. جندب نيز براى آنكه سهمى در دفاع از حكومت ايده آلش داشته باشد به تلاش خود درجهت استقرار و استمرار اهداف عالى امام افزود و با شركت درجنگ جمل به عنوان بازوى قدرتمند حضرت على عليه‌السّلام انجام وظيفه كرد.
فرمانده سواره نظام درجمل‌ جندب بن زهير بارها درجنگها لياقت خود را به اثبات رسانيده بود او در نظر امام شيردلى بودكه به حق مى‌توانست اداره و فرماندهى نيروهاى رزمى را درميدان جنگ به دست گيرد. امام مى‌دانست دشمنان اسلام از حضور جندب بن زهير درصحنه نبرد به وحشت و هراس مى‌افتند، و دوستان به آرامش و قدرت مى‌رسند. از اين رو درجريان جنگ جمل هنگاميكه امام نيروها را منظم ساخت و با شناختى كه از جندب بن زهير داشت و او را مبارزى دلاور و دريا دلى آرام يافته بود (دو صفتى كه لازمه فرماندهى است) مسئوليت بخشى ازنيروهاى سواره نظام (قبيله ازد) را به او سپرد. «١»