سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
مبارزه در تبعيد بر اثر اين جريان، عثمان مجبور شد وليد را ازاستاندارى كوفه بركنار و سعيدبن عاص را جايگزين او كند. اما او نيز به مرور زمان ثابت كرد دست كمى از وليد ندارد و با كارهاى خلاف خود باعث شد جندب بن زهير و گروهى از بزرگان كوفه به مقابله با او برخيزند.
سعيد كه وضع را به ضرر خود ديد با اجازه عثمان آنان را به شام تبعيد كرد.
البته جندب و همراهانش در شام نيز دست از فعاليت بر نداشتند و به مبارزه با انحرافها و بدعتها پرداختند و بدينسان مردم شام كه از آغاز، اسلام را از زبان معاويه شنيده بودند اكنون اسلام را از زبان مسلمانان واقعى مىشنيدند.
و از آن پس براثر روشنگريها و افشاگريها مردم روز به روز نسبت به وضع حكومت بيدارتر و آگاهتر شدند. معاويه كه از اقدامات جندب و دوستانش سخت به وحشت افتاده بود و مىترسيد مبادا پايههاى حكومتش در شام به تزلزل بيافتد و از طرفى مىدانست آنان را نه با تطميع و نه با تهديد و ترور نمىتواند ساكت وهمراه كند، لذا چاره ديگرى انديشيد و نامهاى به اين مضمون به خليفه نوشت:
«اما بعد، تو گروهى را به شام فرستادهاى كه به زبان شيطان سخن مىگويند (منظور حق گوئى آن عدّه بود) مىترسم اگر زياد در شام بمانند مردم را فريفته خود سازند، آنان را از شام به شهرشان بازگردان.» خليفه درجواب نامه او نوشت: «آنان را دوباره به كوفه نزد سعيد بفرست» چون به كوفه آمدند از روز نخست زبان به انتقاد گشودند. سعيد دوباره به خليفه شكايت كرد و خليفه به او گفت اين بار آنان را به سوى عبدالرحمن بن خالد بن وليد، فرماندار حِمْصْ «١» تبعيد كن «٢» وبدينگونه جندب بن زهير به