سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
زياد كسى رانزد عمرو فرستاد وپيام داد كه:
«اى عمرو! چرا اين اجتماعات را تشكيل مىدهى؟ اگر با كسى سخنى دارى در مسجد بگو ...» «١» ياور حُجربن عدى عمرو از ياران و همرزمان حجربن عدى بود. روزى «حُجربن عدى» در مسجد كوفه به حكومت جبّار اعتراض كرد ودرگيرى پيش آمد. در اين برخورد عمرو به كمك حجر شتافت كه توسط نيروهاى امنيتى «الحمراء» (سازمان انتظامى زيادبن ربيه) از ناحيه سر به شدّت مجروح شد و دوستانش آمدند واو را بردند. «٢» مقاومت عمرو درشرايط فشار و اختناق حاكم، به شيوههاى گوناگون مخالفت خود رابا نظام اموى ابراز مىكرد، ودربرابر دستگاه جبّار به مبارزه منفى مىپرداخت.
براى او كه شاهد ظلم و ستمهاى بى شمار نظام حاكم بود، امكان نداشت كه راحت طلبى پيشه سازد و با دشمن سازش كند، و از على عليهالسّلام و خاندان پاكش روى بگرداند، و صحنه پيكار ومبارزه را ترك كند، و در گوشهاى بخزد، كه تربيت يافتگان مكتب پيامبر و على (ع) چنين نتوانند بود.
يكى از مظاهر مقاومت او در برابر طاغوت زمان اين بود كه در نماز جماعتى كه به پيشوايى فرماندار كوفه برگزار مىگرديد شركت نمىكرد. و اين عمل، خشم طاغوت را بر مىانگيخت و براى او غير قابل تحمل بود. بدين جهت، معاويه به فرماندار خود دركوفه فرمان داد كه: