سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
على عليهالسّلام شد، بطورى كه شديداً روحيههاى خود را باختند وبراى كشتگان خود جزع و فزع و بيتابى مىكردند، معاويه به منظور روحيّه دادن به نيروهاى شكست خورده خود، طى نطقى شهادت شخصيتهايى همچون هاشم مرقال را عنوان كرده، و خطاب به اهل شام چنين گفت:
«اى اهل شام، نبايد تأثر شما بر كشتگانتان بيش از تأثر عراقيان بر مقتولين خود باشد. اگر شما متأثر و غمناك هستيد، بدانيد كه شما هم با ضرباتى كه بر لشكر عراق وارد آوردهايد، آنان راغمگين و مصيبت زده نمودهايد. به خدا سوگند ذوالكلاع (يكى از فرماندهان مقتول سپاه شام) مهمتر از عمّار ياسر نبود. شما با كشتن عمّار عراقيان را داغدار كرديد. و نه حوشب (يكى ديگر از فرماندهان شام) مهمتر از هاشم مرقال بود، ونه عبيدالله بن عمر در نزد شما مهمتر از ابن بديل است، اينان رقيب يكديگر بودند كه دراين معركه به قتل رسيدهاند، پس بشارت باد شما را كه سه نفر ازفرماندهان بزرگ عراق را به قتل رسانيدهايد.
اوّل عمّار، كه گويا جوانمرد رشيد و زنده دل آنان بود.
دوم هاشم، كه نقش او دراين جنگ، همانند نقش حمزه سيدالشهداء است.
سوّم ابن بديل، آنكسى كه از خود رشادتها نشان داده است. آرى، به اعتراف دشمن، هاشم حمزه صفين بود، ومعاويه براى روحيه دادن به شاميان شهادت او رابه عنوان بشارت بهآنان گوشزد كرده ومژده مىدهد.» «١» ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه در شرح خطبه ٣٥ گويد:
آنچه مردم شام را به حكميّت راضى كرد، ترس آنها از شمشيرهاى اهل عراق بود، كه چون نشانههاى پيروزى لشكر عراق ظاهر گرديد، و علايم نصرت و ظفر آنها