سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
هواپرستى از مسير حق منحرفشان كرده، پس دستهايمان را به علامت اطاعت از فرماندهى به سوى تو دراز مىكنيم، ودلهايمان براى بذل خيرخواهى به طرف تو گشوده شده، و جانهايمان تو را يارى مىكند، و در برابر دشمن محكم و استوار ايستادهايم.
به خدا سوگند دوست ندارم كه تمام زمين و آنچه روى آن است، وتمامى آسمان و آنچه در زير آن قرار دارد از آن من باشد، ولى با دوستانت دشمن و با دشمنانت دوست باشم.» «١» هاشم، پرچمدار على (ع) در صفين هاشم در صفين حساسترين و مهم ترين سمت را در سپاه على عليهالسّلام به عهده داشت؛ او پرچمدار لشكر امير مؤمنان عليهالسّلام بود. «٢» هاشم در عين حال كه اين مسئوليت خطير و مهم را بر دوش داشت، اگر در گرما گرم نبرد احتمال مىداد كه باعث ارشاد كسى شود، با شخص مورد نظر به بحث و گفتگو مىپرداخت، واو كه از تأثير كلام و نفوذ كلمه نيزبهرمند بود، غالبا باعث هدايت وارشاد افراد مىشد و آنان را از گمراهى رهايى مىداد.
در يكى از روزهاى جنگ صفين، هنگامى كه در ميان نيروهاى تحت امر خود بود ناگهان جوانى از لشكر معاويه بيرون آمد، و در حالى كه شديداً به اميرمؤمنان عليهالسّلام ناسزا مىگفت، بر نيروهاى عراق حمله برد. هاشم به او گفت:
«اى جوان، از خدا بترس اين دشنامها مؤاخذه در پى دارد، واين نبردها محاسبه به دنبال خواهد داشت، و تو بالأخره روزى خواهى مرد، و خداوند تو را به خاطر اين جنگ و لعن بازخواست خواهد كرد.»