سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠

شخصيت والاى هاشم‌ هاشم گذشته از شجاعت و دلاورى در ميدانهاى رزم، در برخورد با مسائل سياسى وادارى كشور، و مردم دارى، از لياقت و كاردانى خاصى بهره‌مند بود، بطورى كه اميرمؤمنان عليه‌السلام زبان به تعريف و تمجيد او گشوده، وبراى حل مشكلات مصر، او را شايسته و لايق مقام استاندارى آن ديار مى‌دانست. آن حضرت پس از شهادت محمد بن ابى بكر به دست ياغيان شام و منافقين داخلى، و اظهار تأسف از شهادت او چنين فرمود:
«تصميم من اين بود، كه ولايت مصر را بجاى محمدبن ابى بكر به هاشم واگذارم، و اگر اين كار صورت مى‌گرفت، هاشم هرگز ميدان را براى عمروعاص ويارانش خالى نمى‌گذاشت، و فرصت اين اخلالگريها را به آنان نمى‌داد، و هرگز كشته نمى‌شد، مگر اينكه شمشيرش را در دست داشت». «١» هاشم يكى‌از چشمانش درجنگ يرموك مورد اصابت قرارگرفت و كور شد، بدين جهت او را (اعور) يعنى يك چشم خطاب مى‌كردند. «٢» اوبه على (ع) عشق وعلاقه خاصى داشت، ويكى ازكسانى بود كه پيوسته دركنار حضرت قرار داشت؛ «٣» به‌تعبير ديگر، او از شيعيان مخلص و وفادار به على (ع) بود. «٤» بيعت هاشم با على (ع)
هاشم مرقال نخستين كسى است كه در كوفه به بيعت با اميرمؤمنان على عليه‌السلام گردن نهاد و آن را امضاء نمود. هنگامى كه خبر كشته شدن عثمان به‌