سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨

درواقعه قادسيّه جنگ به سختى هر چه تمامتر ميان طرفين بر پا بود، و تلفات سنگينى بر هر دوطرف وارد شده بود. فرمانده سپاه اسلام به منظور ارعاب دشمن، و تقويت روحيه نيروهاى خودى، دست به تاكتيك جالبى زد. او دو شب متوالى، نيروها را مخفيانه و بدون اينكه دشمن متوجه شود به پشت جبهه انتقال داد، و هنگام صبح آنها را گردان گردان هلهله كنان و با ساز و برگ خاصى به ترتيب و درفواصل زمانى متناسب وارد خط مقدم جبهه و ميدان رزم مى‌كرد، تا دشمن گمان كند كه اين نيروهاى امدادى است كه مرتباً از مركز اعزام مى‌شود. درهمين هنگام بود كه هاشم مرقال «١» به همراهى هفتصد تن از نيروهايش از راه رسيد و وقتى از تدبير فرمانده آگاه شد، او نيز ياران خود را هفتاد هفتاد مرتب كرد و به روش خاصى آرايش داد، و آنها را به پيش هدايت كرد و به سپاه مسلمين پيوست و بانك تكبير سرداد. مسلمانان نيز تكبير گفتند و صف آرايى كردند. هاشم به آنان گفت:
«نخستين مرحله در جنگ، جنگ و گريز است، وپس از آن نوبت تيراندازى است». «٢» پيوستن هاشم با نيروهاى تحت امرش به سپاه اسلام اهميت زيادى در بالابردن روحيه رزمندگان داشت به گونه‌اى كه درباره او گفته‌اند: كه نقش او در واقعه قادسيه سرنوشت ساز بوده و هيچ كس به اندازه او در جنگ مؤثر نبوده، و او عامل اصلى پيروزى لشكر توحيد در اين جنگ بوده. «٣»